چشمان تو امروز نموده است خرابم
آن گونه که مدهوش به فردای حسابم
هجران و وصال تو بود خلد و جحیمم
اندیشه خود جرم و خیال تو صوابم
با عدل تو حسن عمل نیست امیدم
با بخشش و فضلت نبود بیم عذابم
باز آی که دور از رخ و زل تو شب و روز
ماهی و سمندر شده در آتش و آبم
بر هرچه شوم ناظر و با هرکه مخاطب
کوی تو بود منظر و سوی تو خطابم
تا دل به خم زلف گره گیر تو بستم
بگسست زکف رشته ی آسایش و تابم
در خواب اگر جان جهان را نتوان دید
آمد رخ خوب تو چرا، دوش به خوابم
مستم زمی عشق علی، ساقی کوثر
زنهار مپندار که مدهوش شرابم
چون آب بقا یافته ام از کرم خضر
کی راه زدن، غول تواند به سرابم
بر معصیتم گر بکشد خواجه خط محو
شاید که شده منقبتش ثبت کتابم
با مدح «محیط» از کرم شاه ولایت
آسوده چو امروز، به فردای حسابم
بر باد روی ای تن خاکی که غبارت
گردیده پی دیدن جانانه حجابم
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر بیانگر احوالات شاعری است که deeply به معشوق خود فکر میکند و تحت تأثیر عشق و هجران قرار دارد. شاعر از کشفیات درون و عواطف پیچیده خود سخن میگوید، به طوری که عشق به معشوق را هم به عنوان بهشت و هم به عنوان جهنم تجربه میکند. او به قدرت و بخشش معشوق اشاره میکند و از آن طلب میکند که برگردد، زیرا دوری از او زندگیاش را دردناک کرده است. شاعر همچنین به تأثیر عشق در زندگی و ناتوانی از فراموش کردن معشوق و گسستگی آرامش درونیاش اشاره میکند. نهایتاً، با تمثیلهای مختلف نشان میدهد که عشقش به معشوق فراتر از متعارف است و تلاش میکند تا جلال و شکوه او را در کلمات خود ثبت کند.
هوش مصنوعی: چشمان تو امروز مرا به حال خراب درآورده است، به طوری که مانند کسی هستم که نگران و مدهوش از آیندهام و روز حساب و گذشتهام هستم.
هوش مصنوعی: دوری و نزدیکی تو برای من بهشت و جهنم است. تفکرات و خیالات من گناه است و تصور تو برایم درست و درستکارانه است.
هوش مصنوعی: با عدل تو، امیدی به خوبیهای کاری من وجود ندارد و با بخشش و رحمتت، از عذاب تو نیز نمیترسم.
هوش مصنوعی: به سوی من بازگرد، زیرا بدون دیدار تو، روزها و شبها برایم چون ماهی و سمندر در آتش و آب گدازان شده است.
هوش مصنوعی: هرچه که ببینم و با هرکس که صحبت کنم، همیشه چهره و سخن تو در نظر و درگوشم است.
هوش مصنوعی: زمانی که دل خود را به گیسوی تو گره زدم، آرامش و آسایش من از دست رفت و دیگر در دستم نیست.
هوش مصنوعی: اگر در خواب نتوان دید جان و زندگی را، پس چرا چهره زیبای تو در خواب شب گذشته به من نشان داده شد؟
هوش مصنوعی: من به خاطر عشق علی، حال و هوایی ویژه دارم. ای ساقی کوثر، مواظب باش که فکر نکنی به خاطر شراب مست شدهام.
هوش مصنوعی: من به مثل آب، با کمک و لطف خضر همیشه زنده ماندهام، اما باید مواظب باشم، زیرا امکان دارد غول خطرناکی در روزگار من باشد.
هوش مصنوعی: اگر آقاجان بر گناهم خط بطلان بکشد، شاید به این ترتیب، فضیلت و جایگاهش در کتاب نوشته شود.
هوش مصنوعی: با ستایش «محیط»، از لطف و مهربانی پادشاه، امروز در آرامش به سر میبرم، اما نگرانم که در روز قیامت چگونه از من حساب خواهند گرفت.
هوش مصنوعی: ای جان خاکی، به باد برو، چرا که غباری که بر تو نشسته، حجاب دیدن محبوب است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
افزود گرانباری غفلت ز شتابم
شد آبله پای طلب پرده خوابم
آن سوخته جانم که به هر سوی دواند
مانند سگ هرزه مرس موج سرابم
خونابه اشک است مرا باده گلرنگ
[...]
گه جلوه لاهوت دهد جام شرابم
گه عشوهٔ نا سوت فریبد بسرابم
گه نقل و کباب از کف جانانه ستانم
گه فرقت جانانه کند سینه کبابم
جز محنت دوریش عقابی نشناسم
[...]
بی حوصلگیکرد درین بزم کبابم
چون اشک نگون ساغر یک جرعه شرابم
پامال هوسهای جهانم چه توانکرد
مخمل نیام اما سر هر موست به خوابم
بنیاد من آب و گل تشخیص ندارد
[...]
آمد ز درو داد به کف جام شرابم
هم آب بر آتش زد و هم آتش از آبم
از آتش سودای گلی دل زندم جوش
این است که دایم چکد از دیده گلابم
با مدعی آمد به سرم آه که دارد
[...]
چندان به سر کوی خرابات خرابم
کاسوده ز اندیشهٔ فردای حسابم
گر کار تو فضل است چه پر وا ز گناهم
ور شغل تو عدل است چه حاصل ز ثوابم
افسانه دوزخ همه باد است به گوشم
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.