گنجور

 
محیط قمی

چشمان تو امروز نموده است خرابم

آن گونه که مدهوش به فردای حسابم

هجران و وصال تو بود خلد و جحیمم

اندیشه خود جرم و خیال تو صوابم

با عدل تو حسن عمل نیست امیدم

با بخشش و فضلت نبود بیم عذابم

باز آی که دور از رخ و زل تو شب و روز

ماهی و سمندر شده در آتش و آبم

بر هرچه شوم ناظر و با هرکه مخاطب

کوی تو بود منظر و سوی تو خطابم

تا دل به خم زلف گره گیر تو بستم

بگسست زکف رشته ی آسایش و تابم

در خواب اگر جان جهان را نتوان دید

آمد رخ خوب تو چرا، دوش به خوابم

مستم زمی عشق علی، ساقی کوثر

زنهار مپندار که مدهوش شرابم

چون آب بقا یافته ام از کرم خضر

کی راه زدن، غول تواند به سرابم

بر معصیتم گر بکشد خواجه خط محو

شاید که شده منقبتش ثبت کتابم

با مدح «محیط» از کرم شاه ولایت

آسوده چو امروز، به فردای حسابم

بر باد روی ای تن خاکی که غبارت

گردیده پی دیدن جانانه حجابم

 
 
 
گنجور را از دست هوش مصنوعی نجات دهید!
صائب تبریزی

افزود گرانباری غفلت ز شتابم

شد آبله پای طلب پرده خوابم

آن سوخته جانم که به هر سوی دواند

مانند سگ هرزه مرس موج سرابم

خونابه اشک است مرا باده گلرنگ

[...]

فیض کاشانی

گه جلوه لاهوت دهد جام شرابم

گه عشوهٔ نا سوت فریبد بسرابم

گه نقل و کباب از کف جانانه ستانم

گه فرقت جانانه کند سینه کبابم

جز محنت دوریش عقابی نشناسم

[...]

بیدل دهلوی

بی حوصلگی‌کرد درین بزم ‌کبابم

چون اشک نگون ساغر یک جرعه شرابم

پامال هوسهای جهانم چه توان‌کرد

مخمل نی‌ام اما سر هر موست به خوابم

بنیاد من آب و گل تشخیص ندارد

[...]

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از بیدل دهلوی
سحاب اصفهانی

آمد ز درو داد به کف جام شرابم

هم آب بر آتش زد و هم آتش از آبم

از آتش سودای گلی دل زندم جوش

این است که دایم چکد از دیده گلابم

با مدعی آمد به سرم آه که دارد

[...]

فروغی بسطامی

چندان به سر کوی خرابات خرابم

کاسوده ز اندیشهٔ فردای حسابم

گر کار تو فضل است چه پر وا ز گناهم

ور شغل تو عدل است چه حاصل ز ثوابم

افسانه دوزخ همه باد است به گوشم

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه