آب خضر از لب لعل تو نه من جویم و بس
چون سکندر طلبد چشمهٔ حیوان همه کس
خط آزادی و منشور سرافرازی یافت
سرو تا بندگی قد تو را کرد هوس
در خم زلف تو مرغ دل دیوانه اسیر
هم چو دزدی که شود بسته به زنجیر عسس
طپد از هجر گل روی تو در سینه دلم
بلبل آری چه کند غیر طپیدن، به قفس
یار در محمل و مرغ دلم از سوز نوا
شور در قافله افکند، به آهنگ جرس
شب وصل است مکن زمزمه ای مرغ سحر
تو هم ای صبح خدا را، مکش از سینه قفس
می فروشد لب شیرین تو شکر، لیکن
راه بر مشتریان بسته، رقیبان چو مگس
گر به گنجور تو نالد فرزین
شاطرش حلقه به گوشت کند از نعل فرس
خاصه داماد ملک، دوست محمد که جهان
بود اندر نظر همت او کم ز عدس


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به ستایش معیر الممالک، داماد ملک دوست محمد میپردازد و او را به عنوان شخصی والا و برجسته معرفی میکند. او از زیبایی و لذتهایی که معیر الممالک به وجود میآورد، سخن میگوید و با اشاره به استحقاق او برای آزادی و سرافرازی، به عشق و دلتنگی خود از معیر الممالک اشاره میکند. همچنین، شاعر احساساتی چون شور و ششوره در دل خود را بیان میکند و به زیبایی لبهای شیرین او و تاثیرش بر دیگران میپردازد. در نهایت، با نشان دادن ادعای رقبایش نسبت به او، اهمیت و مقام او را در جامعه برجسته میکند.
هوش مصنوعی: من فقط به دنبال آب خضر از لب لعل تو هستم و نه چیز دیگری، همانطور که سکندر فقط به دنبال چشمهٔ حیات است و نه هیچکس دیگر.
هوش مصنوعی: سرو به خاطر آزادی و عزتش، به قد تو افتخار میکند و از اینکه بخواهد تو را بپرستد، احساس رغبت میکند.
هوش مصنوعی: در پیچ و خم زلف تو، دل دیوانهام به چنگ آمده است، مانند دزدی که به زنجیر نگهبان گرفتار شده است.
هوش مصنوعی: دلم به خاطر دوری و جدایی از چهره زیبای تو میتپد، بلبل بیچاره در قفس چه کاری جز دلتپیدن دارد؟
هوش مصنوعی: دوست در مرکب نشسته و دل من به خاطر نوا و آهنگ جرس به شدت دچار شور و هیجان شده است.
هوش مصنوعی: شب وصل فرا رسیده است، پس در این زمان زیبا صدای خود را بلند نکن. ای صبح، خواهش میکنم قفس را از سینهام نگیری.
هوش مصنوعی: لب شیرین تو مانند شکر میفروشد، اما دست مشتریان به آن نمیرسد؛ زیرا رقبای چون مگس، اطراف آن را پر کردهاند.
هوش مصنوعی: اگر فرزین، پیشکار تو، از گنج تو شکایت کند، او هم پیوندی با تو خواهد داشت، مثل اینکه به گوش تو حلقهای بگذارد که از نعل اسب درست شده است.
هوش مصنوعی: این بیت به وصف شخصی میپردازد که از نظر همت و اراده، دنیا را کوچک و ناچیز میبیند. به بیان دیگر، او به قدری بلندپرواز و بزرگ خیال است که چشماندازها و آرزوهایش فراتر از آن چیزی است که دیگران تصور میکنند، حتی به اندازهای که دنیا را به اندازه عدسی میبیند.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
درگه خلق همه زرق و فریبست و هوس
کار درگاه خداوند جهان دارد و بس
هر که او نام کسی یافت ز آن درگه یافت
ای برادر کس او باش و میندیش از کس
بندهٔ خاص ملک باش که با داغ ملک
[...]
بنده خاص ملک باش که با داغ ملک
روزها ایمنی از شحنه و شبها ز عسس
هر که او نام کسی یافت، از این درگه یافت
ای برادر کس او باش و میندیش ز کس
بلبل گلشن قدسم شده از جور فلک
بیگنه بسته زندان و گرفتار قفس
آمده روضه فردوس برین مانده بجای
گل سیراب و سمن ساخته از خار و ز خس
نه چو بلبل منم آن سدره نشیمن شهباز
[...]
عشق داریم بدیدار تو ایجان بهوس
نکنم از غم دیدار تو جاویدان بس
مردم دیده عشاق تو را می بینم
روشن است از مه رخسار تو چشم همه کس
عشق دریاست بر او هر دو جهان کف باشد
[...]
شد ز خط لعل تو ایمن ز شبیخون هوس
در شب تار بود شهد مسلم ز مگس
در حرامی است اگر باده نشاطی دارد
دختر رز به حلالی نشود قسمت کس
نفس را غفلت دل باعث جرأت گردد
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.