دارم ای دوست ز بیداد تو فریاد بسی
چه کنم چون نبود دادگری، دادرسی
در طریقت نسزد جز گله از دوست به دوست
به حقیقت نبود دادرسی جز تو کسی
بی تو ای روح روان زنده نشاید آنی
بی دلارام دل آرام نگیرد نفسی
دل که باشد حرم قدس تو ای کعبۀ حسن
جز طواف سر کوی تو ندارد هوسی
حاش لله که رسد دست به آن دامن پاک
که شنیدست که سیمرغ شکار مگسی؟
بخت آشفته نخفته است که گردد بیدار
مرده هرگز نشود زنده به بانگ جرسی
طبع افسرده و دل مرده و تن آزرده
بار الها برسانم به مسیحانفسی
بزن ای بلبل شوریده گلزار ازل
پر و بالی چه ز پا بستۀ هر خار و خسی
مفتقر طوطی شکرشکن یاری تو
تا به کی همنفس زاغ و زغن در قفسی
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر بیانگر احساسات عمیق شاعری است که از بیعدالتی و درد ناشی از جدایی از دوستش شکایت میکند. او میگوید که هیچ دادرسی نیست و در شرایط کنونی، تنها میتواند از دوستش گلایه کند. شاعر به وابستگی شدید خود به حضور دوستش اشاره میکند و تأکید میکند که بدون او نمیتواند زنده بماند. همچنین، او عشق و زیبایی دوستش را به کعبه تشبیه میکند و میگوید تنها آرزویش طواف دور اوست. در ادامه، شاعرانگی و آرزوی آزادی را از قفسی که در آن گرفتار است، بیان میکند و از خداوند برای بهبود حالش مدد میطلبد. در کل، این شعر پر از غم و longing (اشتیاق) به معشوق و نیرویی برای رهایی از شرایط سخت و دردناک است.
هوش مصنوعی: دارم از ظلم و ستم تو شکایت میکنم، چه کنم وقتی که کسی نیست که به حق من رسیدگی کند و عدالت را برقرار کند؟
هوش مصنوعی: در مسیر معنوی، نمیتوان جز از دوست شکایت کرد، زیرا در واقع هیچکس جز تو نیست که به دادرس باشی.
هوش مصنوعی: بی تو، ای جان و روح من، زندگی هیچ معنایی ندارد. در غیاب تو، دل آرامش نمییابد و نفس کشیدن هم سخت است.
هوش مصنوعی: دلی که به تو وابسته است، تو را به عنوان مکان مقدس و معشوق میبیند و هیچ آرزویی جز دور زدن و احترام گذاشتن در کنار تو ندارد.
هوش مصنوعی: حاشا به خدا که دست کسی به دامن پاک آن موجود عالی برسد، چون شنیدهام که سیمرغ تنها مورد شکار مگس قرار میگیرد.
هوش مصنوعی: بختی که در حالت آشفته و خوابیده است، نمیتواند بیدار شود؛ مثل این که مرده هرگز نمیتواند با صدای شگفتانگیز زنده شود.
هوش مصنوعی: ای خدا، حال دلم افسرده و روح و جسمم بیحالت شده است، میخواهیم این حال را به عیسی (مسیح) برسانم.
هوش مصنوعی: ای بلبل، با تمام شور و شوق خود در باغ هستی آواز بخوان و به پرواز درآ، زیرا هر چقدر که در دام خارها و مشکلات محصور باشی، باز هم تو میتوانی زیبا و آزادانه بخوانی.
هوش مصنوعی: این بیت به بیان وضعیتی میپردازد که فردی در شرایط سخت و محدودیتی قرار دارد و تنها دوستانش هم از نوعی کمبود و دشواری رنج میبرند. در واقع، او احساس میکند که در کنار افرادی زندگی میکند که به جای حمایت و یاری، در همان تنگنا و محنت هستند و این شرایط باعث ناامیدیاش میشود.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
شاخ انگور کهن دخترکان زاد بسی
که نه از درد بنالید و نه برزد نفسی
همه را زاد به یک دفعه، نه پیش و نه پسی
نه ورا قابلهای بود و نه فریادرسی
از کرم در من بیچاره نظر کن نفسی
که ندارم به جز از لطف تو فریادرسی
روی بنمای، که تا پیش رخت جان بدهم
چه زیان دارد اگر سود کند از تو کسی؟
در سرم نیست به جز دیدن تو سودایی
[...]
به شکرخنده اگر میببرد دل ز کسی
میدهد در عوضش جان خوشی بوالهوسی
گه سحر حمله برد بر دو جهان خورشیدش
گه به شب گشت کند بر دل و جان چون عسسی
گه بگوید که حذر کن شه شطرنج منم
[...]
گر درونسوختهای با تو برآرد نفسی
چه تفاوت کند اندر شکرستان مگسی؟
ای که انصافِ دلِ سوختگان میندهی
خود چنین روی نبایست نمودن به کسی
روزی اندر قدمت افتم و گر سَر برود
[...]
کس ندارم که پیامی برد از من به کسی
چون کنم دسترسم نیست به فریاد رسی
بر کسی شیفته ام باز من خام طمع
که چو من سوخته خرمن یله کرده است بسی
از منش یاد نمی آید و خود می داند
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.