صفحات دفتر کن فکان ز کتاب حسن تو آیتی
کلمات محکمه البیان ز لطیفۀ تو کنایتی
لمعات طور تجلی از لمعان روی تو جلوه ای
جذوات وادی ایمن است ز جذبۀ تو حکایتی
عبقات قدس ز بوستان معارف تو شمیمه ای
نفحات انس ز داستان افاضۀ تو عنایتی
نه چو خط و نقطهٔ خال تو قلم ازل زده تا ابد
نه به مثل طرۀ مرسل تو مسلسل است روایتی
نه به بزم غیب به دلربائی تست شاهد وحدتی
نه به ملک عشق چو لالهٔ رخ تست شمع هدایتی
نه چو صبح روشن غرهٔ تو فکنده پرتو مرحمت
نه چو شام تیرهٔ طرهٔ تو بلند ظل حمایتی
نه که در محیط فلک عیان چه تو آفتاب حقیقتی
ندهد بسیط زمین نشان چه تو شهریار ولایتی
نه محاسن شیم ترا بشمار وهم شماره ای
نه معالی همم ترا به حساب عقل نهایتی
نه محیط کشف و شهود را چو تو محوری چه تو مرکزی
نه نزول فیض وجود را چو تو مقصدی چه تو غایتی
نه فکنده رخنه بکشوری چو سپاه عشق تو لشکری
نه به پا به عرصهٔ دلبری چو لوای حسن تو آیتی
تو که در قلمرو دل شهی ز درون مفتقر آگهی
نکنی ز بنده چرا گهی نه تقفدی نه رعایتی
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به توصیف زیباییها و ویژگیهای محبوب الهی میپردازد. شاعر از آثاری که از وجود و زیباییهای محبوب نشأت میگیرد، سخن میگوید و بر اهمیت عمیق او در عالم هستی تأکید میکند. او به جزئیات ظاهری و باطنی محبوب اشاره کرده و نشان میدهد که این عشق و زیبایی، نه تنها در عالم غیبت بلکه در دلها نیز وجود دارد. شاعر از قداست و مقام رفیع محبوب میگوید و بیان میکند که او مرکز وجود و محور عشق است. نهایتاً، شاعر از محبوب میخواهد که رحمتی به بندگان عطا کند و به آنها نگاه کند.
هوش مصنوعی: صفحات دفتری که برای تو آماده شده، به مانند آیتی از زیباییهای تو هستند. کلمات زیبا و روشن، اشارهای به لطافت و ظرافت تو دارند.
هوش مصنوعی: نور و درخششی که از کوه طور ناشی میشود، نمایش زیبایی از چهرهی توست و این نور ساطع شده از تو داستانی از جاذبهای دلنشین در وادی ایمن است.
هوش مصنوعی: عطر دلپذیر معارف تو مانند خوشبوهای بهشتی است و داستان بخشی از احسانات تو، روح را سیراب میکند.
هوش مصنوعی: نه خط و نقطهای از خال تو، قلم ازل تا ابد را ترسیم کرده است، نه مانند گیسوی پر پیچ و خم تو، داستانی پیوسته و ادامهدار وجود دارد.
هوش مصنوعی: در اینجا بیان میشود که زیبایی و جذابیت تو نه تنها در مجالس پنهان بلکه در دلهاست. تو نماد وحدت و یکی بودن هستی و عشق تو مانند لالهای است که بر چهرهات میدرخشد. تو همچنین نور راهنمایی هستی که دیگران را به سوی خود میکشاند.
هوش مصنوعی: نه مثل صبح روشن که نور مهربانیات را میتاباند، و نه مثل شام تار که سایهی حمایتت بلند است.
هوش مصنوعی: در آسمان چه چیزی بیشتر از تو، که تو مانند خورشید حقیقتی، دیده نمیشود و زمین نیز نشانهای از مقام تو ندارد، ای پادشاه ولایت.
هوش مصنوعی: نه ویژگیها و زینتهای تو را میتوان شمرد و نه ویژگیهای عالی و بلندمرتبهات را میتوان با عقل محدود به حساب آورد.
هوش مصنوعی: شرایط کشف و شهود را هیچکس به اندازه تو نمیتواند مرکزیت بدهد، و هیچکس به اندازه تو نمیتواند هدف و مقصد نزول فیض وجود باشد.
هوش مصنوعی: نه کسی در کشوری به اندازه عشق تو قوی و نیرومند است، و نه کسی در عرصه دلبرایی به زیبایی و شکوه تو میرسد.
هوش مصنوعی: تو که در قلب و روح سلطنت داری، چرا به حال بندگانت اهمیت نمیدهی و از آنها خبر نداری، نه در مقام بزرگی و نه در مقام رعایت حقوق؟
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
تو شه سریر ولایتی
تو مه منیر هدایتی
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.