لغتنامهابجدقرآن🔍گوگلوزنغیرفعال شود

گنجور

 
میلی

ای عالمی در خاک و خون، از غمزه خونریز تو

خونبار چون مژگان ما، فتراک صیدآویز تو

صد چشمه خون از دلم، تیر تو بگشود و نشد

سیراب ازین خونابها، نخل بلاانگیز تو

چون می‌شود هر صلح تو، سرمایه جنگ دگر

خرسند چون گردد دلم، از صلح جنگ‌آمیز تو؟

اول ز گلبرگ ترت، حاصل نشد جز داغ دل

آخر چه گلها بشکفد، از سبزه نو خیز تو

با غمزه مردم شکار از قتلگاه کشتگان

می‌آیی و خون می‌چکد، از هر نگاه تیز تو

ای شیخ، مغروری بسی بر زهد بی‌بنیاد خود

کو عشق تا بر هم زند، هنگامه پرهیز تو

شد میلی دیوانه را، زنجیرجنبان جنون

بگذشت چون باد صبا، بر زلف عنبربیز تو

 
 
 
جشنوارهٔ رزم‌آوا: نقالی و روایتگری شاهنامه
عطار

برخاست شوری در جهان از زلف شورانگیز تو

بس خون که از دلها بریخت آن غمزهٔ خون‌ریز تو

ای زلفت از نیرنگ و فن کرده مرا بی خویشتن

شد خون چشمم چشمه زن از چشم رنگ آمیز تو

در راه تو از سرکشان نی یاد مانده نی نشان

[...]

حسین خوارزمی

باز آتشی در جان من زد عشق شورانگیز تو

نو شد جراحتهای غم از غمزه خونریز تو

ای ماه مهرآموز من دمساز عالم سوز من

جانم وفاآموز شد از جور لطف آمیز تو

هر بی نوائی کو نهد در صف عشاق تو پا

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه