با آنکه آزموده ترا دردمند تو
هر دم فریب میخورد از زهرخند تو
باشد هم از فریب محبت که افکند
خود را به دست و پای اسیران، کمند تو
از بس که میکشند ز هر سو کمند شوق
در هیچجا قرار ندارد سمند تو
از شرم، سر به پیش فکندیّ و بیخبر
نتوان گرفت دامن سرو بلند تو
مشکل شود به اینهمه خواریّ و ناکسی
میلی پسند خاطر مشکلپسند تو


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر عشق و شوق خود به معشوق را توصیف میکند و به فریبندگی و جذابیت او اشاره دارد. با وجود آزمایشهای سختی که بر دل عشقورزیدهاش گذشته، همچنان نسبت به لبخند و زهرخند معشوق دل میبازد. او از گیر و بندهای عشق، به کمند افتاده و در جستجوی آرامش ناشی از این عشق، در سر میپروراند. سرانجام شاعر به دشواریهایی که در پی عشق دارد و همچنین به سختگیری معشوق در انتخابها و خواستههایش میپردازد.
هوش مصنوعی: با اینکه درد و رنج تو را خوب میشناسد، اما هر بار دوباره به لبخند تو فریب میخورد.
هوش مصنوعی: گاهی محبت میتواند انسان را فریب دهد و او را به وضعیتی بیفکند که مانند اسیران به دام بیفتد. در این حالت، انسان خود را در بند احساسات و وابستگیها میبیند.
هوش مصنوعی: به خاطر شوق و کششهای زیادی که از هر سمت به سمت تو وجود دارد، هیچجا نمیتوانم آرام بگیرم و سمند (اسب) تو هرگز در جایی قرار نمیگیرد.
هوش مصنوعی: از خجالت، سر به زیر انداختی و نمیتوان نادانسته دامن بلند تو را گرفت.
هوش مصنوعی: با اینهمه ذلت و بیارزشی، برای تو که دلپسند خاصی داری، کارها سخت و دشوار میشود.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
کس چون جهد ز گیسوی همچون کمند تو
جایی که آن کمند شود پای بند تو
آموخت چشمهای مرا گریه های تلخ
در دیده خنده های لب نوشخند تو
شویم ز گریه روی زمین را که هست حیف
[...]
تا فاش گشت ذکر دهان چو قند تو
رغبت نمیکند به شکر دردمند تو
محتاج قید نیست، که زندانیان عشق
بیرون نمیروند به جور از کمند تو
کشتند در کنار چمن سروها بسی
[...]
ای گردن بلند قدان در کمند تو
رعنائی آفریده قد بلند تو
بر صرصری سوار وز دل میبرد قرار
طرز گران خرامی رعنا سمند تو
خوش نرخ خندهٔ تو به بازار آرزو
[...]
صید از حرم کشد، خم جعد بلند تو
فریاد از تطاول مشکین کمند تو
شد رشک طور از آمدنت کوی عاشقان
بنشین، که باد خردهٔ جان ها سپند تو
مشکل شده ست کار دل از عشق و خوش دلم
[...]
جان کیست تا که سر بکشد از کمند تو
دل چیست تا بجان نشود پای بند تو
دیوانه هوای تو فرزانه جهان
آزاد بنده ای که بود در کمند تو
ای هشت خلد در خم زلفین تو نهان
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.