گنجور

 
میلی

با آنکه نیست آگهی‌ام در جهان ز تو

گرد جهان برآیم و جویم نشان ز تو

از حرف غیر، در حق من بدگمان مشو

اظهار عاشقی ز من و امتحان ز تو

باشد تحیرّم ز سوال و جواب حشر

از بس که یافتم همه را بی‌زبان ز تو

با آنکه حیرت تو زبانها گرفته است

هر جا رسم، بود سخنی در میان ز تو

آوازه محبت میلی جهان گرفت

وز اضطراب می‌کنم آن را نهان ز تو

 
 
 
جشنوارهٔ رزم‌آوا: نقالی و روایتگری شاهنامه
میلی

تا کس نیاورد سخنی بر زبان ز تو

سوزم ز اشتیاق و نپرسم نشان ز تو

از بس که بی‌تحمل و آزرده خاطرم

رنجم به هر گمان دل بدگمان ز تو

خوش آنکه عادت تو ندانسته، داشتم

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه