بیمار غم از مردن، اندیشه بسی دارد
گویا نظر حسرت، بر راه کسی دارد
آمیزش او با من، بیمصلحتی نبود
ای وای ازان گرمی، کآتش نفسی دارد
چون دادکنان بینم، آزرده بیدادی
آهی کشم از حسرت، کاین دادرسی دارد
تا مایه نومیدی، دل را نشود افزون
دیگر نکند ظاهر، گر ملتمسی دارد
تا بزمنشینان را، ازداغ گمان سوزد
هر چشم زدن رمزی با بوالهوسی دارد
کی در شکن زلفت، از ناله دلم خون شد
مرغی ز خوشآهنگی، رنگین قفسی دارد
صد مرحله را میلی، از ناله زدی بر هم
کم قافلهای چون تو نالان جرسی دارد
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: بیمار دلی غمزده است و کنجکاو درباره مرگ و جدایی، حسرتی بر دل دارد. ارتباط او با معشوقهاش ناپسند و بیمصلحت است و از گرمای عشق او نگران است. وقتی میبیند که دیگران با بیداد مواجهاند، دلش به درد میآید و دلیلی برای امیدواری نمیبیند. او معتقد است که این حسرتها و دردهایی که تجربه میکند، نه تنها موجب ناراحتی خودش بلکه بر دیگران نیز تأثیر میگذارد. در نهایت، او از زیبایی و آهنگین بودن عشقش یاد میکند و حسرت فراز و نشیبهای عشق را به نمایش میگذارد.
هوش مصنوعی: کسی که به خاطر غم و اندوه خود، در نگرانی از مرگ به سر میبرد، به نظر میرسد که به شدت به یاد کسانی است که در گذشته رفتهاند و حسرت آنها را میخورد.
هوش مصنوعی: برای من، رابطهام با او بدون دلیل خاصی نبود. آه، از آن حرارتی که در وجودش هست، که میتواند آتشساز باشد.
هوش مصنوعی: وقتی افرادی را میبینم که به دیگران ظلم میکنند و عدالت برقرار نیست، از حسرت و اندوه آهی میکشم که چرا دادرسی وجود ندارد تا حق را به منصفانهای ادا کند.
هوش مصنوعی: تا زمانی که دل انسان به ناامیدی دچار نشود، دیگر نیازی به نشان دادن احساسات خود نیست، حتی اگر با کسی در ارتباط باشد.
هوش مصنوعی: هر لحظه که بزمنشینان به یکدیگر نگاه میکنند، از شوق و میل در دلشان احساس سوزش و داغی میکنند و این نگاهها حاکی از یک راز و هوس درونی است.
هوش مصنوعی: کی در پیچ و تاب زلفت، دل من از نالهام به خون نشست، مرغی که آواز زیبا میخواند، قفسی رنگین دارد.
هوش مصنوعی: در زندگی، اگرچه در مسیر پیشرفت و موفقیت موانع و چالشهای زیادی وجود دارد، اما گوشهای از دل تنگیها و مشکلات، انسانها مانند تو که دچار درد و رنج هستند، صدای ناله و احساس خود را به خوبی بیان میکنند. در این میان، کسی چون تو که به این دردها آگاه است، نشاندهندهی عمق احساسات و همدلیهای انسانی است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
باز این سر بی سامان، سودای کسی دارد
باز این دل هرجایی، جایی هوسی دارد
از کنج غمش دیگر، در باغ مخوان دل را
کان مرغ که من دیدم، خو با قفسی دارد
هر کس بهوای دل، دارد به جهان چیزی
[...]
با سلسلۀ زلفی دل میل بسی دارد
در قید جنون او را سودای کسی دارد
ای شیخ مکن عیبم از عشق پریرویان
هر کس به هوای خود میل و هوسی دارد
بر نالۀ من هر شب نالید سگ کویش
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.