آنچنان بدگمان که بود، نماند
در پی امتحان که بود، نماند
وعدهاش بیوفا نماند، که بود
غمزه نامهربان که بود، نماند
زلف او سرکشی که کرد، گذشت
چشم او سرگران که بود، نماند
آن نزاعی که غیر با ما داشت
پای او در میان که بود، نماند
ظاهراً با رقیب، یار مرا
التفات نهان که بود، نماند
غیر را هم ز ناشناسی حق
رنجشی بر زبان که بود، نماند
بر وفایش اگرچه ما را هم
احتمالی چنانکه بود، نماند
سر ما گر فتاد از فتراک
غیر هم در عنان که بود، نماند
من اگر از عنان او ماندم
با من آن نیم جان که بود، نماند
عمرها بر شکست میلی بود
شکرللّه هر آن که بود، نماند
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به بی وفایی و عدم ثبات در روابط اشاره میکند. او از بدگمانی و ناامیدی نسبت به وعدهها و محبتهای محبوبش حرف میزند و به این نتیجه میرسد که هیچ چیز پایدار نیست. حتی لحظات خوب و شیرین نیز به سرعت از میان رفته و با خاطرات تلخ جایگزین میشوند. شاعر به ناپایداری احساسات و روابط انسانی پرداخته و نشان میدهد که هر چیزی که به نظر ثابت میآید، در حقیقت به زودی از بین میرود. در نهایت، او به این فکر میافتد که شاید بهتر است به نامرادیها و ناکامیها قانع باشد، زیرا در نهایت چیزی از آنچه که بوده نمانده است.
هوش مصنوعی: او به قدری بدگمان بود که دیگر دلش به امتحان و آزمایش نماند.
هوش مصنوعی: وعدهاش پوچ نمیشود، زیرا آن کسی که با نگاهش دل میبرد، دیگر وجود نخواهد داشت.
هوش مصنوعی: زلف او آنقدر زیبا و فریبنده است که چشمان انسان را نوازش میکند و باعث میشود همه چیز در اطراف فراموش شود. دیگر هیچ چیزی در برابر این زیبایی باقی نمانده است.
هوش مصنوعی: درگیری و جنگی که بین ما و دیگران بود، به خاطر حضور یک شخص خاص دیگر ادامه پیدا نکرد.
هوش مصنوعی: به نظر میرسد که رقیب من، توجه یارم را که به صورت پنهانی به من داشت، از دست داده است.
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که از ناشناسی و عدم شناخت دیگران، هیچ رنجش یا دلخوری نمیتوان بر زبان آورد و نباید به آن فکر کرد. به عبارت دیگر، چون فردی ناشناس است، نمیتوان از او گلهای داشت.
هوش مصنوعی: اگرچه ممکن است که ما هم به او وفادار بمانیم، اما چنین احتمالی برای ما باقی نمانده است.
هوش مصنوعی: اگر بر سر ما بلایی بنشیند، از دست غیر نمیتوان توقعی داشت و در نهایت هیچ چیز باقی نخواهد ماند.
هوش مصنوعی: اگر من از کنترل او دور شدم، دیگر آن نیمی از زندگیام که همراه من بود، باقی نخواهد ماند.
هوش مصنوعی: در طول عمرها، مردم به دنبال چیزهایی بودند که به آنچه میخواستند نرسیدند، و باید شکر خدا را به جا آورد چون هیچکس نتوانست به آن اهداف برسد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
یار با ما چنانکه بود، نماند
مه من مهربان که بود، نماند
دل بر آن آشنا که بود، برفت
سر بر آن آستان که بود، نماند
لطف هر دم که مینمود، گذشت
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.