ز مجلس دوست رفت و دشمن آمد
دلا منشین که وقت رفتن آمد
ز جا دشوار خیزم، بس که بی او
ز مژگان خون دل در دامن آمد
ز غمناکی، به گوشم صوت مطرب
ملالانگیزتر از شیون آمد
زد آتش آه دل در پنبه داغ
مرا برق بلا در خرمن آمد
به گردن بینمت خون جهانی
ترا دستی مگر در گردن آمد؟
مرا آن غمزه تیری بر جگر زد
کزان صد چاک در پیراهن آمد
نیامد، گر کسی رفت از پی دوست
وگر آمد، به کام دشمن آمد
ز من نشنیده میلی وز پیاش رفت
به آخر بر سر حرف من آمد
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از احساسات تلخی سخن میگوید که پس از رفتن دوست و آمدن دشمن او را در بر گرفته است. او دلتنگ و غمگین است و احساس نمیکند که بتواند بدون دوستش زندگی کند. صدای موسیقی برای او ملالانگیزتر از شیون است و غم و دردش او را در آتش خویش میسوزاند. شاعر با توصیف تصویرهایی از غم و اندوه، به نابودی و فقدان اشاره میکند، و به وضوح نشان میدهد که زندگی بدون دوستش برایش غیرقابل تحمل است. او از مرگ و دردهایی که به او تحمیل شده، سخن میگوید و به این نتیجه میرسد که اگر کسی به دنبال دوست برود، حتماً سرنوشتش نیکو نخواهد بود.
هوش مصنوعی: دوست از مجلس رفت و دشمن وارد شد، ای دل، نمانی که وقت ترک اینجا فرا رسیده است.
هوش مصنوعی: از جایم به سختی بلند میشوم، زیرا بی او چنان ناراحتم که اشکهای دل از چشمانم بر روی دامنم میریزند.
هوش مصنوعی: از شدت غم، صدای ساز و آواز نزدیکی به گوشم رسید که از هر نوع زاری و نالهای دلخراشتر بود.
هوش مصنوعی: آتش دل من به شدت شعلهور است و در این حریق، درد و رنجهای زندگیام بهخوبی احساس میشود. ناگهان مشکلی بزرگ و غیرمنتظره بر دلم فشار میآورد و همه چیز را به هم میریزد.
هوش مصنوعی: خونی که بر گردن توست، نشانهای از درد و رنج جهانی است که به دوش تو افتاده. آیا تو توانستهای آن بار سنگین را تحمل کنی؟
هوش مصنوعی: چشمان فریبندهات مانند تیری بر دلم فرود آمد و از این درد، پیراهنم از صد شکاف پر شد.
هوش مصنوعی: اگر کسی برای رسیدن به دوستش برود، ممکن است به مقصد نرسد و اگر هم کسی بیاید، احتمالاً به نفع دشمن خواهد بود.
هوش مصنوعی: این جمله به این معنی است که فردی از من درخواست یا تمایلی ندارد و تلاشهای او برای رسیدن به دیگران به نتیجه نرسیده است، اما در نهایت به من گوش داده و نزد من آمده است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
کنونم زور لختی در تن آمد
نشاط تندرستی در من آمد
ره عشاق بی ما و من آمد
ورای عالم جان و تن آمد
درین ره چون روی کژ چون روی راست
که اینجا غیر ره بین رهزن آمد
رهی پیش من آمد بی نهایت
[...]
درون حبهای صد خرمن آمد
جهانی در دل یک ارزن آمد
چو شمشاد قدت در گلشن آمد
خلل در کار سرو و سوسن آمد
بیادت چشم از آن بر گل نهادم
که بوی یوسف از پیراهن آمد
ز تیرش سهم دادندی مرا خلق
[...]
کنیزان چون که او با ارمن آمد
تو گفتی باز جانشان با تن آمد
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.