دل چشم به راه یار ننهاد
بر وعده او مدار ننهاد
امروز خیال او هم از ناز
پا در دل بیقرار ننهاد
از دست جفای او، کسی دل
بر بودن این دیار ننهاد
تا پای تو در میان نیامد
جان رخت به یک کنار ننهاد
تا خون نگرفته بود دل را
سر در پی آن سوار ننهاد
ایام، بنای صبر ما را
چون عهد تو استوار ننهاد
تا با تو فتاد کار میلی
سر در سر کارو بار ننهاد


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به اندوه و انتظار برای یار اشاره میکند. دلش به خاطر وعدههای یار آرامش ندارد و خیال او نیز بر دل بیقرار اثر گذاشته است. با وجود جفای یار، او نتوانسته از این دیار دل بکند و تا زمانی که یار در میان نیامده، جانش را به کناری ننهاده است. صبر و تحمل او نیز به خاطر عهد و وعدههای یار است و در نهایت، عشق به یار باعث میشود که قلبش به دنبال او باشد و از کار و بار زندگی غافل شود.
هوش مصنوعی: دل انتظار یار را نمیکشد و به وعدهاش اعتماد نمیکند.
هوش مصنوعی: امروز حتی فکر او نیز از زیباییاش بر دل بیقرارم تأثیر گذاشت و آرامش را از من گرفت.
هوش مصنوعی: به خاطر ظلم و بدرفتاری او، هیچکس علاقهای به ماندن در این سرزمین ندارد.
هوش مصنوعی: تا زمانی که پای تو در میان نیامد، جانم هم از عشق تو جدا نشد و به جایی نرفت.
هوش مصنوعی: تا زمانی که دل زخم عشق را احساس نکرده بود، به دنبال آن سوار نرفت.
هوش مصنوعی: روزهای سخت، مثل عهد و پیمان تو، نتوانستهاند صبر و استقامتم را محکم کنند.
هوش مصنوعی: تا زمانی که با تو کار و میلی به هم بخورد، هیچ اقدامی آغاز نخواهد شد.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
تا دل ز کف اختیار ننهاد
پا بر سر کوی یار ننهاد
دور از تو چه داغ بود کایام
بر جان و دل فکار ننهاد
مرغی که وفای دهر دانست
[...]
آنکو دل خود به خار ننهاد
گل گل شد و در کنار ننهاد
اشکی که به خاک ره نیامیخت
سر در قدم نگار ننهاد
عقلی که به زیر بار نفس است
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.