دلم به غمزه آن شوخ دلربا چه کند
به زیر تیغ بلا، صید مبتلا چه کند
به مدعای دل آن به که ملتفت نشود
وگرنه با دل بسیار مدعا چه کند
حیای عشق نشود مانع از نظاره مشوق
دمی که شوق هجوم آورد حیا چه کند
مدار کارکنان کرشمه را بیکار
بگو که فتنه چه پردازد و بلا چه کند
بدار بهر خدا دست از دعا میلی
به طالعی که نگونسار شد، دعا چه کند
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به بیان احساسات عاشقانه و دردهای ناشی از عشق میپردازد. شاعر از غم و دلشکستگی ناشی از بیتوجهی معشوق صحبت میکند و این که چگونه در برابر سختیها و مشکلات عشق powerless است. او به حیا و شرم در عشق اشاره میکند که نمیتواند مانع از آتش شوق شود، و از بیتفاوتی دیگران و بیثمر بودن دعاهایش در برابر سرنوشت حرف میزند. در نهایت، شاعر از ناامیدی و ناتوانی خود در مواجهه با این مسائل سخن میگوید.
هوش مصنوعی: دل من در برابر ناز و فریب آن معشوق جذاب، چه کار میتواند بکند؟ وقتی که در زیر فشار و سختی قرار دارد، چه انتظاری میتوان از شکار شدهای مثل من داشت؟
هوش مصنوعی: بهتر است که دل به خواستههایش مشغول نشود، زیرا در غیر این صورت، با آرزوهای زیاد و متنوع خودش چه کار خواهد کرد؟
هوش مصنوعی: شرم و حیا در عشق نمیتواند مانع از این شود که انسان لحظهای را که شوق و Desire او را فراگرفته است، تماشا کند. در چنین حالتی، حیا چه فایدهای دارد؟
هوش مصنوعی: به کسی که در کارش مشغول است، بگو که نباید به جذابیتها و فریبها اهمیت بدهد، چون نمیداند چه مشکلات و چالشهایی ممکن است پیش بیاید.
هوش مصنوعی: برای خدا دعا را زمین بگذار و از آن دست بردار، چون برای تقدیرهایی که بد شدهاند، دعا چه فایدهای دارد؟
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
کسی که درد تو خواهد دلش دوا چه کند
ز عشق سینه که رنجور شد شفا چه کند
اگر نظر نگمارد به عاشق درویش
عتابت و کرم خویش پادشا چه کند
گرفتم آن سر زلف از سنم ندارد دست
[...]
دعای عمر به این صید مبتلا چه کند
به نیم کشته تیغ اجل، دعا چه کند
ز اختلاط منش میشود حیا مانع
ولی به جذبه عشقی چنین، حیا چه کند
به نا امید دل من، که آزمود ترا
[...]
چه پرسی ام که به جانت هوای ما چه کند
در آن چمن که گل آتش بود، صبا چه کند
تبسم تو که ناسور را دهد مرهم
به سینه نیش زند، نیش غمزه را چه کند
هزار گونه مراد محال می طلبی
[...]
نسیم صبح به آن طره دوتا چه کند
به صدهزار گره یک گرهگشا چه کند
ز تیغ برق دل ابر چاک چاک شده است
به حسن شوخ سپرداری حیا چه کند
طلا ز صحبت اکسیر بی نیاز یود
[...]
به زنده کرده سوز نهان قبا چه کند
به شمع مهر و وفا خصمی صبا چه کند
تو کینه جوی و دعا بی اثر وفا بدنام
به نا امیدی من عشق بینوا چه کند
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.