دعای عمر به این صید مبتلا چه کند
به نیم کشته تیغ اجل، دعا چه کند
ز اختلاط منش میشود حیا مانع
ولی به جذبه عشقی چنین، حیا چه کند
به نا امید دل من، که آزمود ترا
فریب وعده وصل تو بیوفا چه کند
ستمگری که فزاید زمان زمان نازش
به او امید دل آرزو فزا چه کند
وصال هم نزد آبی بر آتش میلی
تو خود بگو که به این درد بیدوا چه کند
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به بیان درد و رنجی میپردازد که شاعر به خاطر عشق و جدایی تجربه میکند. او از ناتوانی دعا در تغییر سرنوشت و کوتاهی عمر میگوید و بیان میکند که حیا در برابر جذبه عشق بیفایده است. شاعر همچنین از ناامیدی دل خود سخن میگوید که با وعدههای عاشقانه فریب خورده، و میپرسد که با ستمگری که همواره ناز و عذاب میکند، چه باید کرد. در نهایت، او نشان میدهد که وصال، مانند آبی بر آتش، تسکینی برای درد بیدرمانش نیست و از معشوق میخواهد که درباره این وضعیت بیچارهاش توضیح دهد.
هوش مصنوعی: دعای عمر در برابر این شاخ به دام افتاده چه تاثیری دارد؟ وقتی که مرگ نیمهجانش کرده، دعا چقدر میتواند کمک کند؟
هوش مصنوعی: از آمیختگی وجود انسان، حیا به وجود میآید؛ اما وقتی عشق واقعی جلوهگر میشود، حیا نمیتواند مانع آن شود.
هوش مصنوعی: دل ناامید من که تجربیات تلخی از تو دارد، حالا با فریب وعدههای وصالت، چه عاقبتی خواهد داشت؟
هوش مصنوعی: ستمگری که هر روز قدرتش بیشتر میشود، چه فایدهای دارد برای کسی که به او امید و آرزو بسته است؟
هوش مصنوعی: یافتن عشق و وصال، در حالی که دل تو به چیز دیگری مشغول است، کار آسانی نیست. خودت بگو در برابر چنین دردی که درمانی ندارد، چه باید کرد؟
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
کسی که درد تو خواهد دلش دوا چه کند
ز عشق سینه که رنجور شد شفا چه کند
اگر نظر نگمارد به عاشق درویش
عتابت و کرم خویش پادشا چه کند
گرفتم آن سر زلف از سنم ندارد دست
[...]
دلم به غمزه آن شوخ دلربا چه کند
به زیر تیغ بلا، صید مبتلا چه کند
به مدعای دل آن به که ملتفت نشود
وگرنه با دل بسیار مدعا چه کند
حیای عشق نشود مانع از نظاره مشوق
[...]
چه پرسی ام که به جانت هوای ما چه کند
در آن چمن که گل آتش بود، صبا چه کند
تبسم تو که ناسور را دهد مرهم
به سینه نیش زند، نیش غمزه را چه کند
هزار گونه مراد محال می طلبی
[...]
نسیم صبح به آن طره دوتا چه کند
به صدهزار گره یک گرهگشا چه کند
ز تیغ برق دل ابر چاک چاک شده است
به حسن شوخ سپرداری حیا چه کند
طلا ز صحبت اکسیر بی نیاز یود
[...]
به زنده کرده سوز نهان قبا چه کند
به شمع مهر و وفا خصمی صبا چه کند
تو کینه جوی و دعا بی اثر وفا بدنام
به نا امیدی من عشق بینوا چه کند
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.