لغتنامهابجدقرآن🔍گوگلوزنغیرفعال شود

گنجور

 
میلی

چو همرهی به من آن سرو خوشخرام کند

ز بیم طعنه، به هرکس رسد سلام کند!

خیال وصل تو در خاطر است خلقی را

کسی ملاحظه خاطر کدام کند؟

ز دیدن تو دلم یافت لذّتی که فلک

نعوذباللّه اگر فکر انتقام کند؟

رسانده مردن دل به آنکه گر خواهد

به یک نگاه دگر، کار خود تمام کند

نه آشنا و نه بیگانه‌ای، نمی‌دانم

که اختلاط چنین را کسی به نام کند

به آن رسیده که میلی ز تلخکامی هجر

می وصال تو بر خویشتن حرام کند

 
 
 
گنجور را از دست هوش مصنوعی نجات دهید!
وطواط

تویی که صبح عدو هیبت تو شام کند

امور ملک مثال تو با نظام کند

زصبح تیغ تو روشن ترست و هیبت او

حیات حاسد تو تیره تر زشام کند

عنایت فلکی نزد تو مقیم شود

[...]

کلیم

اسیر عشقم و هر کس مرا غلام کند

به گوش حلقه‌ام از حلقه‌های دام کند

چه بخت بی اثرست این که جزو ناری من

دمیکه شعله کشد کار پخته خام کند

چرا نگرید بلبل که بیوفائی دهر

[...]

صائب تبریزی

به هر چمن قد موزون او خرام کند

ز طوق فاختگان سرو چشم وام کند

نوشته نام مرا بر کنار نامه غیر

کس این توجه بیجای را چه نام کند

خط سیاه دل از تیغ رو نگرداند

[...]

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از صائب تبریزی
مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه