بس که خواهد به من آن عربدهگر ننشیند
خیزدم از پی تعظیم و دگر ننشیند
گر نشیند بر من، سوزدم از دلگیری
گه فزاید به دلم حسرت، اگر ننشیند
بس که هر دم به فریب از رده دیگر گذری
هیچ کس بر سر راه تو دگر ننشیند
قاصد از ناکسیام کرد فراموش مرا
دل همان به که به امّید خبر ننشیند
تا کسی پی نبرد کو نگذشتهست هنوز
کاش میلی به سر راهگذر ننشیند
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از اوضاعی سخن میگوید که در آن شخصی نگران و عاشق است. او به انتظار نشسته و هر بار که ممکن است دیگری بر سر راهش نشیند، احساس دلگیری میکند. شاعر به نوعی حسرت و ناامیدی میپردازد و از انزوا و فراموشی خود میگوید. او آرزو میکند که کسی در مسیرش ظاهر نشود تا دیگر آرزوی چیزی را نداشته باشد و به همین ترتیب از احساس تنهایی و انتظار تکراری خود شکایت میکند.
هوش مصنوعی: به خاطر آن عربدهگر که هرگز نمینشیند، من از جای خود بلند میشوم تا او را احترام بگذارم و دیگر نمینشینم.
هوش مصنوعی: اگر او بر من بیفتد و به دل من سوز و گداز بیاورد، به خاطر دلسرگشتگیام گاهی حسرت بیشتری به دلم میافتد، اما اگر او نیاید، آن حسرت هم کمتر میشود.
هوش مصنوعی: به خاطر فریبهای مداوم و تغییرات پی در پی، هیچ فردی دیگر در مسیر تو نمینشیند و منتظر تو نمیماند.
هوش مصنوعی: پیامآور از بیکسیام باعث شد که مرا فراموش کند، بهتر است دل من هم امیدی به خبر نداشته باشد و منتظر نماند.
هوش مصنوعی: تا وقتی کسی متوجه نشده است که چه کسی هنوز نگذشته، امیدوارم کسی بر سر راه نشسته و مزاحم نشود.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.