گر چنین خون دل از دیده دمادم گذرد
دیده برهم خورد و کار دل از هم گذرد
کاش بسمل شدهام بر سر ره بگذارند
شاید امروز مرا بیند و خرم گذرد
ای دل آغاز کن افسانه ایّام وصال
تا به مشغولی این قصّه، شب غم گذرد
اهل ماتم غم مرگم نخورند، ار سخنی
از جفاهای تو در حلقه ماتم گذرد
چون کنم شرح سخنهای وفا آمیزت
آرزوهای عجب در دل همدم گذرد
میتراود غم هجران ز دلم روز وصال
همچو خونابه زخمی که ز مرهم گذرد
آن زمان دعوی عشق تو رسد میلی را
که به یک گام تواند ز دو عالم گذرد
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به عمق دردهای عاشقانه و غم جدایی اشاره میکند. او از جاری شدن اشکها و تأثیرات عاطفی ناشی از عشق و فراق میگوید. آرزو دارد که در این مسیر عشق، به سرنوشتی خوش دچار شود و محبوبش او را ببیند. در ادامه، شاعر به یادآوری معانی عشق و وفا میپردازد و به غم ناشی از جدایی اشاره میکند. این غم همچون زخمی است که هرگز التیام نمییابد. در نهایت، او اشاره میکند که عشق واقعی میتواند همه موانع را از میان بردارد و او را به دنیایی جدید برساند.
هوش مصنوعی: اگر اینگونه اشک و اندوه همواره از چشمانم جاری باشد، چشمانم بسته میشود و دلکم نیز از هم پاشیده خواهد شد.
هوش مصنوعی: ای کاش که مرا بر سر راهی بگذارند، تا شاید او امروز مرا ببیند و با خوشحالی از کنارم بگذرد.
هوش مصنوعی: ای دل، شروع کن به روایت کردن داستان روزهای بودن و عشق، تا اینکه با دل مشغول کردن این قصه، شبهای غم و اندوه سپری شود.
هوش مصنوعی: کسانی که در اندوه و ماتم هستند، نگران مرگ من نباشند؛ اگر صحبتهایی دربارهی ظلمها و بیمهریهایت در جمع ماتمی مطرح شود.
هوش مصنوعی: چگونه میتوانم توضیح دهم درباره سخنان وفادارانهات، در حالی که آرزوهای عجیب در دل دوستم شکل میگیرد؟
هوش مصنوعی: غم دوری و جدایی همیشه در دل من میتپد، حتی در روزی که به وصالت میرسم، مانند خونابهای است که از زخم زیر مرهم میگذرد.
هوش مصنوعی: در آن زمان که عشق تو را به کمال برسد، ارادهای به انسان داده میشود که با یک گام میتواند از دو جهان عبور کند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
صبح ما از تو به غم شام به ماتم گذرد
صبح و شام کسی از عشق چنین کم گذرد
نازنین طبع تو را از گله چون رنجانم
هر چه کردی بگذشت آنچه کنی هم گذرد
کیست آگاه ز حال دل در هم شدگان
[...]
بس که روز و شبم از دل سپه غم گذرد
کاروان طرب و شادی از آن کم گذرد
لرزهام بر رگ جان افتد و افتم درپات
باد اگر از سر آن طره پرخم گذرد
از خیالش خجلم بس که شب و روز مرا
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.