روز عیدم یار اگر قربان کند
بندیی آزاد از زندان کند
یوسف جان را که در قید تن است
زین لباس عاریت عریان کند
عیدیام این بس که قربان سازدم
تا خلاصم از غم دوران کند
آتش دیرینه را تسکین دهد
درد چندین ساله را درمان کند
کو سبکروحی که قربانی صفت
صرف راه دوست، نقد جان کند
روی بر خاک در دلبر نهد
جان نثار مقدم جانان کند
کعبه را داخل شود بیرنج راه
مشکلی بر خویشتن آسان کند
عید قربان است و اکنون هر که هست
بهر خود فکر سر و سامان کند
پارسا رو در ره طاعت نهد
باغبان آرایش بستان کند
زهره اکنون ساکنان عرش را
از خروش چنگ در افغان کند
خنجر الماس، بهرام از نیام
برکشد تا برّه را قربان کند
بر سر منبر خطیب آسمان
ذکر نام نامی یزدان کند
چون بپردازد ز توحید خدای
عرض القاب شه دوران کند
بعد ذکر کردگار و شهریار
وصف قطب الدّین محمّدخان کند
آنکه از اندیشه دست و دلش
کز سخا تاراج بحر و کان کند
بحر مخفی در صدف سازد گهر
لعل و دُر در سنگ، کان پنهان کند
وز همین اندیشه نقد مهر را
صبح پنهان در ته دامان کند
بر جهان گر آورد یک ترکتاز
آسمان را با زمین یکسان کند
دستبرد صولجان مهر او
چرخ را چون گوی سرگردان کند
مهچه رایات فتح آیات او
دیده خورشید را حیران کند
با وجود قدرت خون ریختن
خصم را شرمنده احسان کند
ای که از عدل تو نتواند شریر
در ضمیر اندیشه عصیان کند
کافرمگر تیغ مژگان بتان
میتواند رخنه در ایمان کند
آورد گر روز، سیل قهر تو
خانه افلاک را ویران کند
ننگ باشد توسن جاه ترا
آفرینش را اگر میدان کند
در دل کان، مژده پابوس تو
لعل را چون غنچه خندان کند
از تو ماه چارده کسب کمال
گر کند، چون مهر کی نقصان کند؟
میکند دایم کف احسان تو
آنچه فیض ابر در نیسان کند
چون سپه را دل دهی در کارزار
زال، کار رستم دستان کند
خار خار بغض، بدخواه ترا
غنچه دل در درون پیکان کند
چون تواند کرد انکار تو خصم؟
چون به گل خورشید را پنهان کند؟
داورا! وصف دل دانای تو
کی تواند میلی نادان کند
گر کند صد سال وصف ذات تو
در خور آنی که صد چندان کند
خوانیاش گر از دعا گویان خویش
زین سعادت شکر بیپایان کند
تا قضا قربانیان را روز عید
بر سر خوان بلا مهمان کند
دوستانت را بود هر روز عید
دشمنانت را اجل قربان کند
سیر، کافر نعمت خوان ترا
گر کند ایّام، سیر از جان کند
امرو نهیت را قضا باشد مطیع
هر چه فرمایّی و گویی، آن کند
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این متن شعری است که به عید قربانی و معانی عمیق آن میپردازد. شاعر در آن بیان میکند که در این روز، یار (دوست یا معشوق) را قربان میکند تا از غم و سختیها رهایی یابد. او به دنبال دلی سبک و روحی آزاد است که جان خود را برای دوست نثار کند و به سوی پروردگار پیش برود. همچنین شاعر به ویژگیهای برتر کسی که با سخاوت و بخشش خود، دیگران را تحت تأثیر خیرخواهی خود قرار میدهد، اشاره میکند و بر اهمیت طاعت و بندگی تأکید میورزد. شاعر در نهایت، همه موجودات را دعوت میکند تا در این روز به یاد خداوند و نیکوییهای او، شکرگزاری کنند و از نعمتهای او بهرهمند شوند. به طور کلی، شعر تأکید بر عشق، قربانی، و عرفان در روز عید قربانی دارد.
هوش مصنوعی: اگر روز عید من، یارم را قربانی کنند، او را از بند آزاد کند و به زندان نرود.
هوش مصنوعی: این بیت به این معنی است که یوسف (نم symbolize انسان کامل یا روح) که در قید بدن و جسم قرار دارد، از این لباس موقتی و ناچیز کنار خواهد رفت و آزاد خواهد شد. به نوعی، اشاره به رهایی روح از قید و بندهای مادی و دنیوی دارد.
هوش مصنوعی: هدیهام این است که خود را فدای عشق میکنم تا از غمهای زندگی رهایی یابم.
هوش مصنوعی: آتش قدیمی را خاموش میکند و درد سالهای طولانی را درمان میکند.
هوش مصنوعی: آیا کسی هست که با دلسوزی و از جان و دل، برای راه دوست فداکاری کند و جانش را به این راه بدهد؟
هوش مصنوعی: برای محبوب، جان خود را فدای قدمهای او میگذارم و بر زمین میافتم.
هوش مصنوعی: کسی که بدون زحمت و دشواری به کعبه میرسد، میتواند به راحتی راهی برای بهبود خود پیدا کند.
هوش مصنوعی: روز عید قربان است و اکنون هر کس باید به فکر خودش و تنظیم امور زندگیاش باشد.
هوش مصنوعی: انسان درستکار و نیکوکار در مسیر عبادت و اطاعت قرار میگیرد و مانند باغبانی است که با دقت و محبت، باغش را زیبا و آراسته میکند.
هوش مصنوعی: زهره (سیاره زهره) اکنون به قدری زیبا و دلنشین است که ساکنان آسمانها را با صدای چنگش تحت تأثیر قرار میدهد و باعث حیرت و شگفتی آنها میشود.
هوش مصنوعی: بهرام، خنجر الماس را از غلاف بیرون میآورد تا برهای را قربانی کند.
هوش مصنوعی: در بالای منبر، سخنران آسمانی به ذکر نام بزرگ خداوند مشغول است.
هوش مصنوعی: زمانی که خداوند از توحید و یکتاپرستی بینیاز شود، بزرگترین عنوانها و مقامها را به پادشاهان و فرمانروایان دنیا عطا میکند.
هوش مصنوعی: پس از ذکر خداوند و پادشاه، حالا به توصیف قطبالدین محمدخان میپردازد.
هوش مصنوعی: کسی که دل و جانش از تفکر و اندیشه پر شده، همچون دریایی سخاوتمند است که همواره بخشش و generosity از آن سرازیر میشود.
هوش مصنوعی: درون دریا، گوهرهای با ارزش مانند الماس و دُر در صدف نهفتهاند و این نشان میدهد که چیزهای با ارزش اغلب در جاهای پنهان قرار دارند.
هوش مصنوعی: از همین فکر و اندیشه، محبت و عشق را در صبحی پنهان در دامان خود جای میدهد.
هوش مصنوعی: اگر یک فاتح بر جهان حاکم شود، میتواند آسمان و زمین را برابر کند.
هوش مصنوعی: دستهای قدرتمند عشق او، همچون چرخشی بیهدف، تمام جهان را تحت تأثیر قرار میدهد.
هوش مصنوعی: ماه همچون پرچم پیروزی، آیات او را به نمایش میگذارد و موجب تعجب و شگفتی خورشید میشود.
هوش مصنوعی: با وجود اینکه میتواند دشمنان را با قتل و خشونت شکست دهد، اما از لطف و نیکوئی خود دست نمیکشد و باعث شرمندگی آنها میشود.
هوش مصنوعی: ای کسی که بخاطر عدل تو، هیچ فرد شریر نتواند در اندیشهاش به طغیان و شورش فکر کند.
هوش مصنوعی: اگر کافر هستم، اما اگر چشمهای زیبا و نافذ بتها بتوانند به اعتقادات من آسیب بزنند، این موضوع دلیل بر کفر من است.
هوش مصنوعی: اگر روزی خشم تو فرود آید، به قدری قوی است که میتواند آسمانها را نابود کند.
هوش مصنوعی: اگر آن اسب نیرومند و رفیع تو بخواهد به جاه و مقام تو افتخار کند، این خود ننگی بزرگ برای خلقت است.
هوش مصنوعی: در دل معدن، آوای خوش آمدگویی تو، سنگ قیمتی را مثل یک غنچه شاداب و خوشحال میکند.
هوش مصنوعی: اگر تو مثل ماه چهارده کامل باشی و کمال خود را به دست آوری، مثل مهر هیچگاه کم نمیشویی.
هوش مصنوعی: احسان و بخشش تو همیشه مانند باران فراوانی است که در بهار میبارد و زمین را سیراب میکند.
هوش مصنوعی: اگر به سپاه دل بدهی و در میدان نبرد به زال کمک کنی، همانند کار رستم با دستانت، پیروزی به دست میآوری.
هوش مصنوعی: خار که نماد درد و رنج است، با بغض و کینهای به تو آسیب میزند و دل نازک و لطیفت را درون تیری میکند که به تو زخم میزند.
هوش مصنوعی: چگونه میتواند دشمن تو را انکار کند؟ آیا میتواند گل، نور خورشید را پنهان کند؟
هوش مصنوعی: ای داور! چگونه میتواند توصیف دل آگاه تو بر دل نادان تأثیری بگذارد؟
هوش مصنوعی: اگر کسی به مدت صد سال هم در وصف ذات تو سخن بگوید، باز هم نمیتواند به درستی حق تو را ادا کند و وصف تو را به طور کامل بیان کند.
هوش مصنوعی: اگر او از دعاگویان خود بخواند، باید برای این سعادت بیپایان شکرگزاری کند.
هوش مصنوعی: در روز عید، وقتی که قربانیها به قربانی شدن آماده میشوند، مقدر است که آنها در وسعت مصیبت و سختی، مهمان سفرهای شوند که نشان دهنده بلا و آزمونهای زندگی است.
هوش مصنوعی: دوستانت هر روز برایت مانند روز عید هستند، در حالی که دشمنانت به زودی به پایان کار خواهند رسید.
هوش مصنوعی: سیر، یعنی آن که از نعمتها و مواهب زندگی بهرهمند است، نباید فراموش کند که این نعمتها ممکن است از دست بروند. اگر روزگاری به او سختی بگذرد، باید بداند که زندگی همیشه در حال تغییر است و خوشیها و سختیها در کنار هم هستند.
هوش مصنوعی: امروز روزی است که سرنوشتت رقم خواهد خورد. پس باید تابع و مطیع هر چیزی که بگویی و فرماندهی باشی.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
گر کسی پیکان به خون پنهان کند
او ز غنچه خون در پیکان کند
راه جان مر جسم را ویران کند
بعد از آن ویرانی آبادان کند
سیل شهوت هر کجا طوفان کند
خانه اقبال را ویران کند
عشق اسمعیل را قربان کند
دیدۀ یعقوب را گریان کند
در ره طاعت، تو را بیجان کند
خانهٔ دین تو را ویران کند
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.