گنجور

 
میلی

بر صفحه زمین، الف قدّ پُر دلان

از زخم تیغ، لا شود از ضرب گرز، دال

روز وغا که در کف از سرگذشتگان

گیرند تیغها ز اجل رخصت قتال

تو آفتاب و جای تو بر اوج آسمان

فرند ارجمند تو، ماه خجسته فال

خواهد که خدمت از بن دندان کند ترا

زین آرزو ست‌گر مه نو گشته چون خلال

هر دل که از تطاول زلف تو سر کشد

چون شیشه شکسته نمی‌یابد اتّصال

بعد از نبی، چو نقش نگین جا گرفته است

در خاطرش محبّت اصحاب و مهر آل

در مجلسی که صدر نشین است قدر تو

ننشیند آفتاب مگر در صف نعال

شاید که در مشیمه ارحام، طفل را

گویا ز یُمن مدح تو گردد زبال لال

چون حمله آوریّ و کنی عزم رزم جزم

آنجا زخصم، تاب نشستن چه احتمال

گر از نهیب، بانگ به شیر ژیان کنی

بگریزد آن چنان که ز شیر ژیان شغال

گر چرخ را اراده بر هم زدن کنی

یابد زهم چو قطره سیماب انفصال

از پاس عدل او نتواند که سرزده

بر آستان خانه دل، پا نهد خیال

گر بگذرد سپاه سلیمان ز ملک او

از پاس عدل او نشود مور پایمال

 
 
 
جشنوارهٔ رزم‌آوا: نقالی و روایتگری شاهنامه
عنصری

شاها هزار سال بعزّ اندرون بزی

وانگه هزار سال بملک اندون ببال

مسعود سعد سلمان

ای اختیار ایزد دادار ذوالجلال

تاج از تو با شرف شد و تخت از تو با جمال

مسعود شهریاری کز فر عدل تو

بر ملک روزگار چو نام تو شد به فال

کرده نهال جاه تو را دست مملکت

[...]

سوزنی سمرقندی

هست از سفال جامه سیکی برآمده

اندر سفال جامه سیکی بود حلال

نی نی نه نه نه نی نه نی نی به هیچ وقت

لا لا لا لا لل لا لا لا لا به هیچ حال

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از سوزنی سمرقندی
عراقی

توحید لایزال نیاید چو در مقال

روشن کنم ضمیر به توحید ذوالجلال

مولانا

ترجیع کن که آمد یک جام مال مال

جان نعره می‌زند که بیا چاشنی حلال

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه