گنجور

 
مجذوب تبریزی

سالی که حج به مطلب دل کرده آمدیم

از مسجد الحرام سوی مسجد رسول

اقبال چون بلند و هدایت رفیق بود

کردیم باز در نجف و کربلا نزول

تاریخ جستم از خرد آسمان‌نورد

گفت ای به عقل و تجربه سر کرده عقول

تاریخ سال پیش (زیارت قبول شد)

امسال هم بگو که (زیارات شد قبول)

 
 
گوهر
سعدی

بی‌دل گمان مبر که نصیحت کند قبول

من گوش استماع ندارم، لِمَنْ یقول؟

تا عقل داشتم نگرفتم طریق عشق

جایی دلم برفت که حیران شود عَقول

آخر نه دل به دل رود؟ انصاف من بده

[...]

اوحدی مراغه‌ای

بنمای روی خویش، که غیر از تو هر چه هست

دیدیم و بی‌غروب نبودند و بی‌افول

یا یک زمان به جانب ما نیز میل کن

یا خود جواب ما بده ار گشته‌ای ملول

ترسم رسول دین تو گیرد، بدین سبب

[...]

ابن یمین

دیدم پریر ساده غلام بخارئیی

زیبا و دلفریب و نکو فعل و خوب قول

چشمم بر اوفتاد طمع کردم اندرو

سرپوش بردم از سر خوان بی هراس و هول

گفتم بغیر بوسه دهی هیچ دیگرم

[...]

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از ابن یمین
خواجوی کرمانی

یا مُسرع الشمال اذا تَحصل الوصول

بلغ تحیتی و سلامی کما اقول

از تشنگان بادیه ی هجر یاد کن

روزی گرت بکعبه ی قربت بود وصول

یا رب چنین که اختر وصلت غروب کرد

[...]

ناصر بخارایی

رفتم گر از نشستن ما می‌شوی ملول

زین در کجا روم که بیابم درِ قبول

محکوم را اگر بکشی حکم از آن توست

ما گوش دل نهاده به حُکمت کما یقول

سوز درون به آب سرم کم نمی‌شود

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه