چون که در سال هزار و شصت کرد
از سعادت در نجف بختم نزول
سر برون کردند از یک پیرهن
چون دو تن نوروز و مولود رسول
از پی تاریخ تا رفتم به فکر
هاتفی گفتا (زیارت شد قبول)
|
|
غیرفعال و فعال کردن دوبارهٔ حالت چسبانی نوار ابزار به بالای صفحات |
|
|
راهنمای نوار ابزار |
|
|
پیشخان کاربر |
|
|
اشعار و ابیات نشانشدهٔ کاربر |
|
|
اعلانهای کاربر |
|
|
ادامهٔ مطالعه (تاریخچه) |
|
|
خروج از حساب کاربری گنجور |
|
|
لغزش به پایین صفحه |
|
|
لغزش به بالای صفحه |
|
|
لغزش به بخش اطلاعات شعر |
|
|
فعال یا غیرفعال کردن لغزش خودکار به خط مرتبط با محل فعلی خوانش |
|
|
فعال یا غیرفعال کردن شمارهگذاری خطوط |
|
|
کپی نشانی شعر جاری در گنجور |
|
|
کپی متن شعر جاری در گنجور |
|
|
همرسانی متن شعر جاری در گنجور |
|
|
نشان کردن شعر جاری |
|
|
ویرایش شعر جاری |
|
|
ویرایش خلاصه یا برگردان نثر سادهٔ ابیات شعر جاری |
|
|
شعر یا بخش قبلی |
|
|
شعر یا بخش بعدی |
چون که در سال هزار و شصت کرد
از سعادت در نجف بختم نزول
سر برون کردند از یک پیرهن
چون دو تن نوروز و مولود رسول
از پی تاریخ تا رفتم به فکر
هاتفی گفتا (زیارت شد قبول)



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
چون تو کردی ثانی اثنینش قبول
ثانی اثنین او بود بعد رسول
گر دلت گیرد و گر گردی ملول
زین سفر چاره نداری، ای فضول
دل بنه، گردن مپیچان چپ و راست
هین روان باش و رها کن مول مول
ورنه اینک میبرندت کشکشان
[...]
بعد حمد احمد و نعت رسول
آفرین بر جان هر صاحب قبول
ای صبا از من به جانان شو رسول
افت و خیزان بر در او کن نزول
حلقه بر در زن، نیاز ما رسان
باشد آنجا یابی امکان دخول
گر در آئی خدمت من عرضه دار
[...]
مرد و زن یعنی نفوس و هم عقول
فرع ایشانند این هر دو اصول
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.