گنجور

 
مجذوب تبریزی

لب لعل تو کار باده کند

نعمتت را خدا زیاده کند

نیک‌خواهت سوار دولت باد

دشمنت را خدا پیاده کند

سرفرازی همان بود که کسی

خویش را در رهت فتاده کند

سر حکمت از آن زبان بشنو

کز لب جام استفاده کند

کرده‌ایم استفاده از لب جام

که تواند به ما افاده کند

ساده لوحی‌ست می که صحبت او

سینه را از نفاق ساده کند

هر که در سینه کین نگه‌ دارد

مرضش را خدا زیاده کند

فیض صحرای دل شکار کسی‌ست

که سگ نفس را قلاده کند

حج اکبر زیارت نجف است

نیک‌، بختی که این اراده کند

به نجف باز می‌روی مجذوب

دولتت را خدا زیاده کند