لب لعل تو کار باده کند
نعمتت را خدا زیاده کند
نیکخواهت سوار دولت باد
دشمنت را خدا پیاده کند
سرفرازی همان بود که کسی
خویش را در رهت فتاده کند
سر حکمت از آن زبان بشنو
کز لب جام استفاده کند
کردهایم استفاده از لب جام
که تواند به ما افاده کند
ساده لوحیست می که صحبت او
سینه را از نفاق ساده کند
هر که در سینه کین نگه دارد
مرضش را خدا زیاده کند
فیض صحرای دل شکار کسیست
که سگ نفس را قلاده کند
حج اکبر زیارت نجف است
نیک، بختی که این اراده کند
به نجف باز میروی مجذوب
دولتت را خدا زیاده کند


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
باز دارش ز خود پیاده کند
گوشهٔ چشم او گشاده کند
به خوشامد زبان گشاده کند
مدد هر ز ره فتاده کند
لب لعلت چو میل باده کند
نشئه باده را زیاده کند
من سگ کوی دلبری که مرا
به کمند وفا قلاده کند
هر که جز کوی دوست قبله ی اوست
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.