کام دل غیر از کجا بدهد
مطلب بنده را خدا بدهد
به کسی عجز کن که قدرت او
مطلبت را به مدعا بدهد
دل خود را به دست آنکس ده
که تواند به دل صفا بدهد
حرز خود کن دعای شاهی را
که نجاتت ز هر بلا بدهد
همت میفروش را نازم
که کَفَش کام هر گدا بدهد
زاهدی کو که یک پیاله شراب
از سر رغبت و رضا بدهد
در میخانه روز و شب باز است
بخت توفیق تا کرا بدهد
میکنم توبه گر کسی باشد
که مرا توبه بیریا بدهد
رو دهد عیش اگر لب ساقی
مژده عیدیای به ما بدهد
همچو مجذوب هر چه خواست دلت
از علی خواه تا خدا بدهد



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به اهمیت توکل بر خدا و جستوجوی حاجات از او اشاره میکند و از عاجز بودن انسان در برابر قدرت خدا سخن میگوید. او تأکید میکند که دل خود را باید به کسی سپرد که توانایی بخشیدن صفا و آرامش را دارد. همچنین از دعا و نیایش به عنوان وسیلهای برای نجات از بلاها نام میبرد و بر لذتجویی و شادی ناشی از می و میخانه تأکید میکند. در نهایت، او هر آنچه که در دل دارد، از خدا و علی میطلبد، به طوری که همه خواستهها از طریق ایشان محقق شود.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
خلق را او ره صواب دهد
سایه را مایه آفتاب دهد
زلف را چون به قصد تاب دهد
کفر را سر به مهر آب دهد
باز چون درکشد نقاب از روی
همه کفار را جواب دهد
چون درآید به جلوه ماه رخش
[...]
روح را قوت شباب دهد
سر آز و امل به خواب دهد
عشق ما را ز خون شراب دهد
عشق ما را ز دل کباب دهد
سر زلف بنفشه تاب دهد
سبزه را ز ابر دیده آب دهد
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.