گنجور

 
مجذوب تبریزی

ای خوش آن ساعت که یارم از سفر پیدا شود

دیده بختم به روی صبح دولت وا شود

صبح دولت روز عشرت چشم روشن روی باز

باز یک جا بر رخم درهای رحمت وا شود

گنج بادآورد آن باشد که سازم خویش را

من سرا پا چشم و یار از گرد ره پیدا شود

از برای فال می‌بوسم لب پیمانه را

تا لب لعلت تلافی‌ها اگر یک جا شود

شادی کونین را یک جا به کام دل کنم

تا لب لعل تو هم روزی به کام ما شود

در خم افلاک از آن شادم که در روز حساب

بار اول این گره از کار مردم وا شود

ساقیا چون حشر هر کس با رفیق و یار اوست

می‌ بده تا حشر من با ساغر و مینا شود

غصه دنیا به قدر مال دنیا می‌دهند

کام عشرت خواجه را تلخ است اگر دریا شود

تا نباشد همت عالی و استغنای طبع

هر نگاهی کی حریف عشوه دنیا شود

می‌تواند چشم از عیب و زبان از خبث بست

هر که چون مجذوب ما بر عیب خود بینا شود

کو خوش آوازی که خواند این غزل را در عراق

تا ز هر بیتش دل کوه کوه از جا شود

 
 
گوهر
منوچهری

هر که را شاه جهان بردارد و بنوازدش

در سخا گر قطره‌ای باشد چو صد دریا شود

آن نمی‌بینی که در باغ و چمن از خارها

در بهاران ز ابر نیسانی چه گل پیدا شود

قطران تبریزی

چون شمال مهرگان اندر هوا پویا شود

زاغ گنگ اندر میان بوستان گویا شود

نار چون بیجاده گردد سیب چون مرجان شود

آب چون پیروزه گردد خاک چون مینا شود

هست هم دینار و هم دیبا گرامی از چه رو

[...]

امیرخسرو دهلوی

از سر کو آن پری چون ناگهان پیدا شود

جای آن باشد که مردم در میان شیدا شود

من چنین دانم که باشد نسخه ای از روی او

صورتی از آینه خورشید اگر پیدا شود

ماه رویا، کی رسد در آفتاب روی تو

[...]

سلمان ساوجی

گرز خورشید جمالت ذره‌ای پیدا شود

هر دو عالم در هوایش، ذره‌سان دروا شود

شمع دیدارش اگر از نور تجلی پرتوی

افکند بر کوه، چون پروانه نا پروا شود

عاشق صادق چه داند کعبه و بتخانه چیست؟

[...]

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از سلمان ساوجی
کمال خجندی

گر دلم در زلف پنهان کرده‌ای پیدا شود

مشک غمازست و این دزدی از او رسوا شود

ناحق افتادست زلفت در کف هر مدعی

چون بدست ما بیفتد حق بدست ما شود

ای صبا بر گوی امشب از زبان ما به شمع

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه