گنجور

 
مجذوب تبریزی

ساقی بیار جامی زآن آب ارغوانی

باشد گلی بچینم از گلشن جوانی

برخیز و در قدح کن آن آب آتشین را

باشد ز نیم آبی بر آتش نهانی

آن زنده کرد یک تن این صد هزار دل‌را

لعل تو را که سنجد با آب زندگانی

زاهد اگر ببینی آن شکل و آن شمایل

حیران و خشک مانی مانند نقش مانی

عاشق شو و گذر کن بر کوچه خرابات

تا در همت نپیچد پیری و ناتوانی

دائم ز عشق‌بازی خود را برو جوان کن

کآنجا نمی‌توان کرد بی‌عشق زندگانی

در خانقه به زنجیر نتوان تو را نگه داشت

گر هم‌چو ما گریبان از دست غم رهانی

تمهید طرفه روزی پیداست از قراین

دارد شتاب سختی عمر جهان فانی

با قوت قناعت در خاک کن هوس را

کاین خصم برنیاید با زور ناتوانی

مهر قبول مجذوب از سجده می‌توان یافت

تا افسر سعادت بر آسمان رسانی

 
 
گوهر
قوامی رازی

گفتم مگر که ما را؛در دل به جای جانی

نه نه خطاست جانا جانی و زندگانی

یار گشاده زلفی دلبند شوخ چشمی

معشوق خوبروئی؛ دلدار خوش زبانی

برده سبق فراقت؛ از رنج بی نهایت

[...]

انوری

بختی نه بس مساعد یاری چنان که دانی

بس راحتی ندارم باری ز زندگانی

ای بخت نامساعد باری تو خود چه چیزی

وی یار ناموافق آخر تو با که مانی

جانی خراب کردم در آرزوی رویت

[...]

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از انوری
خاقانی

کردی نخست با ما عهدی چنان که دانی

ماند بدان که بر سر آن عهد خود نمانی

راندی به گوش اول صد فصل دل‌فریبم

و امروز در دو چشمم جز جوی خون نرانی

آن لابه‌های گرمت ز اول بسوخت جانم

[...]

سید حسن غزنوی

ای باد روح پرور زنهار اگر توانی

امشب لطافتی کن آنجا گذر که دانی

در شو چو مهربانی در تیرگی زمانی

یابی مگر نشانی زان آب زندگانی

ره ره گذر بکویش دم دم نگر برویش

[...]

عطار

ای جان جان جانم تو جان جان جانی

بیرون ز جان جان چیست آنی و بیش از آنی

پی می‌برد به چیزی جانم ولی نه چیزی

تو آنی و نه آنی یا جانی و نه جانی

بس کز همه جهانت جستم به قدر طاقت

[...]

مشاهدهٔ ۳ مورد هم آهنگ دیگر از عطار
مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه