ای شوخ اضطراب برای چه میکنی
گر عاشقی شتاب برای چه میکنی
خود را اسیرِ عشقِ ز خود بیوفاتری
ای خانمان خراب برای چه میکنی
آن رنگ آفتابی گلگل شکفته را
همرنگ ماهتاب برای چه میکنی
از سوز رشک و داغ تغافل چه آگهی
ما را دگر کباب برای چه میکنی
چون یافتی که با لب میگون چه نشئههاست
منع من از شراب برای چه میکنی
رسوای خلق گشتی و همدرد ما شدی
از ما دگر حجاب برای چه میکنی
دانستهای که عشق سراپا محبت است
از دوست اجتناب برای چه میکنی
بهر بتی که خفته در آغوش خواب ناز
از دیده منع خواب برای چه میکنی
دانستهای که ناله مجذوب از چه روست
با ما دگر عتاب برای چه میکنی



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل با نگاهی به حال و هوای عاشقی، به مخاطب خود، که دچار اضطراب و درگیریهای عاطفی است، میگوید که این رفتارها و شتابها برای چیست. او از وی میخواهد که عشق را جدی بگیرد و از خود بیوفایی دست بردارد؛ چرا که عشق باید سرشار از محبت باشد. شاعر به او یادآوری میکند که رسوایی و درد دل دیگران را نیز نباید نادیده گرفت و از خود دور کند. در نهایت، شاعر با نالههای خود، از او میخواهد که عتاب و سرزنش را کنار بگذارد و به حقیقت عشق بپردازد.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
می خواه اضطراب برای چه می کنی
جامی بکش حجاب برای چه می کنی
اکنون که من خرابتر از دیگران شدم
پرهیز از شراب برای چه می کنی
دانسته ام که شب همه شب چیست در سرت
[...]
لنگر درین خراب برای چه می کنی؟
در راه سیل خواب برای چه می کنی؟
تعمیر خانه ای که بود در گذار سیل
ای خانمان خراب برای چه می کنی؟
موی سفید، گرده صبح قیامت است
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.