گنجور

 
مجذوب تبریزی

ای آستان قدرت لب‌ریز پادشاهی

ذات تو فرد اول از قدرت الهی

با سر لوح محفوظ هر سینه آشنا نیست

غیر از خدا که داند ذات تو را گواهی

نام بلند قدرت مشکل‌گشای دل‌هاست

افزون‌تر از کواکب شد مهر و این گواهی

ای چین آستینت موج محیط اقبال

ای خاک آستانت اکسیر هر چه خواهی

مد رسای رمحت خط نظام عالم

مقراض ذوالفقارت پرگار چتر شاهی

تابان شعاع رایت از ذره تا به خورشید

باران سحاب لطفت از ماه تا به ماهی

روزی که چهره‌پرداز گردد شراب لطفت

ترسم که رنگ بازد سیمای بی‌گناهی

هرگز لبش نخندد یک روز اگر نباشد

آیینه‌دار مهرت خورشید صبح‌گاهی

با رشحه‌ایی ز شوقت دریای غم سرابی

با ذره‌ای ز لطفت کوه گناه کاهی

مهر تو کرد ما را دل جمع از اوامر

لطف تو ساخت ما را بی‌باک از مناهی

در پاسبانی دین هم گنج و هم نگهبان

در انتظام دولت هم شاه و هم سپاهی

مفتاح دل‌گشایی در آستان شاه است

دادم نشان گنجت آن جاست هر چه خواهی

گنجی‌ست دل امانت در گوشه خرابات

کی آوری به دستش با زهد خانقانهی

شاها ز شان و شوکت این بس مرا که گویند

مجذوب خاکساری‌ست در آستان شاهی

 
 
گوهر
حافظ

ای در رخ تو پیدا انوار پادشاهی

در فکرت تو پنهان صد حکمت الهی

کلک تو بارک الله بر ملک و دین گشاده

صد چشمه آب حیوان از قطرهٔ سیاهی

بر اهرمن نتابد انوار اسم اعظم

[...]

فیض کاشانی

در طلعت تو پیدا انوار پادشاهی

در غیبت تو پنهان صد حکمت الهی

حافظ که خوب گفته‌ست این هشت بیت اینجا

مانا که آمدست آن در وصف تو کماهی

«کلک تو بارک اللّه بر ملک دین گشاده

[...]

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از فیض کاشانی
غروی اصفهانی

در کوی عشق کوهی کمتر بود ز کاهی

جز عاشقان نیابند این نکته را کماهی

گر ابر، تیر بارد شوریده سر نخارد

کاندیشه کس ندارد از رحمت الهی

پای از طلب کشیدن آئین عاشقی نیست

[...]

شهریار

شاهد شکفته مخمور چون شمع صبحگاهی

لرزان به سان ماه و لغزان به سان ماهی

آمد ز برف مانده بر طُرّه شانهٔ عاج

ماه است و هرگزش نیست پروای بی‌کلاهی

افسون چشم آبی در سایه‌روشنِ شب

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه