بنوش باده عشرت به دولت و اقبال
شکفته باش شب و روز و هفته و مه و سال
بیار باده که ایام غم به خیر گذشت
شکفته باش که عارض نمود صبح وصال
بیا که رفت قرار دلم ز بس که تپید
بیا که جان به لب آمد ز شوق استقبال
چنان که چشم من از دیدن تو شد روشن
همیشه روی تو باشد شکفته و خوشحال
به گوش نوگل خود بلبلی چه خوش میگفت
که بیجفای خزان کس نگشت فارغبال
همیشه دیده مجنون به ماه مینگرد
به یاد عارض لیلی چرا نگیرد فال
سرت ز عشق چو خواهی به اوج ماه رسد
تو هم به شوق دلآرای خود به گاه و به سال
مکن ملامت ما ناصح از گرفتاری
ندیده مرغ دلت دام زلف و دانه خال
به روز حیله و دستان وفا ز دهر مجوی
که کشته بر سر هم صد هزار رستم زال
همیشه فال نکو زن برای خود مجذوب
ز فال نیک کس البته میشود خوشحال


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
کسان که تلخی زهر طلب نمیدانند
ترش شوند و بتابند رو ز اهل سؤال
تو را که میشنوی طاقت شنیدن نیست
مرا که میطلبم خود چگونه باشد حال؟
شکفت لاله تو زیغال بشکفان که همی
[...]
به سیصد و چهل و یک رسید نوبتِ سال
چهارشنبه و سه روز باقی از شوّال
بیامدم به جهان تا چه گویم و چه کنم
سرود گویم و شادی کنم به نعمت و مال
ستوروار بدینسان گذاشتم همه عمر
[...]
اگر کمال بجاه اندر است و جاه بمال
مرا ببین که ببینی کمال را بکمال
من آن کسم که بمن تا بحشر فخر کند
هر آنکه بر سر یک بیت من نویسد قال
همه کس از قبل نیستی فغان دارند
[...]
همیشه گفتمی اندر جهان به حسن و جمال
چو یار من نبود وین حدیث بود محال
من آنچه دعوی کردم محال بود و نبود
از آنکه چشم من او را ندیده بود همال
ز نیکویی که به چشم من آمدی همه وقت
[...]
ز نور قبۀ زرین آینه تمثال
زمین تفته فرو پوشد آتشین سر بال
فروغ چتر سپهری بیک درخشیدن
بسنگ زلزله اندر زند بگاه زوال
درر چو لاله شود لعل در دهان صدف
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.