خرم آن گلبن همیشه بهار
که پر از دل بود گلستانش
کعبه طرح از مقام دل برداشت
میتوان یاف از بیابانش
در مکافات خانه دل مشکن
بایدت داد جان به تاوانش
باطن هر که هست از بد و نیک
هست ظاهر ز عهد و پیمانش
آن که عهدش درست پیمان نیست
مزن انگشت بر نمکدانش
حلقه چشم سیر چشم بود
بهتر از خاتم سلیمانش
خانه پرواز گشت چون عیسی
آسمان شد چهار ایوانش
دل مجذوب چون نباشد شاد
کرده امیدوار اقرانش



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
غیرت حق گرفت دامانش
ریسمان شد زه گریبانش
کی رها می کنند خصمانش
که وزد باد بر گریبانش
آنچنان کن ز دیو پنهانش
که نبیند مگر سلیمانش
زینهار از دهان خندانش
و آتش لعل و آب دندانش
مگر آن دایه کاین صنم پرورد
شهد بودهست شیر پستانش
باغبان گر ببیند این رفتار
[...]
دشمن آدم است بچگانش
کو کسی کو نشد پریانش
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.