مستان شود به خانه زاین آشیانه ساز
روی زمین ز خلق تهی خانه خانه ساز
ای پیکرم هنوز کفی استخوان به جاست
خواهی در آتش افکن و خواهی نشانه ساز
با قاصدم عتاب و اگر لطف میکنی
تا میرسد به زودی زودش روانه ساز
باری به رغم غیر که هم دوش میرود
دستی به دوش من نه و مستی بهانه ساز
طول امل موافق طبع زمانه نیست
گر ساز عیش میطلبی با زمانه ساز
قانع نشین و گوشه غم را به یاد دوست
رشک هزار انجمن خسروانه ساز
خواهی که بر رخت در میخانه واکنند
روشن چراغ دیده از این آستانه ساز
عمر تو را فنا و عدم در میان گرفت
یعنی تو کار هر دو جهان در میانه ساز
منعم مگر که توشه فردا به زر خرید
سودی ز رشک نیست تو اشکی روانه ساز
مجذوب ترک صومعه و دام و دانه کن
هر جا که خاطرت بکشد آشیانه ساز


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
شاها به قدر همت و رای رفیع خویش
از سقف چرخ و ساحت عرش آستانه ساز
وین عندلیب را ز پی مدح گستری
بر شاخسار سایه خویش آشیانه ساز
ساز و نوای جاه تو را این نوای من
[...]
رخ برفروز و خون دلم را روانه ساز
آتش بخرمنم زن و مستی بهانه ساز
این قطره ها که در جگرم تازه شد گره
از عشق، خوشه خوشه کن و دانه دانه ساز
هر تیر غمزه یی که ز مژگان روان کنی
[...]
یک ره درآ به دیده و مستی بهانه ساز
وین اشک لاله رنگ، شراب شبانه ساز
مژگان ز فرقت تو به هم آشنا نشد
یکبار هم در این خس و خار آشیانه ساز
ساقی بیار باده و بزم شبانه ساز
ما را خراب یک نگه محرمانه ساز
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.