ای آفت دل بلای جانم!
آرام روان ناتوانم
رخسار مه تو نوبهارم
زلف سیه تو ضیمرانم
ای روی تو کعبه ی حیاتم
ابروی تو قبله گاه جانم
صید حرم تو حور عینم
قد علم تو خیزرانم
درمان درون مستمندم
داروی جراحت نهانم
اول به زبان آشنایی
کردی به وصال، مهربانم
در وسمه گرفتی ابروان را
چون کسمه بریده شد عنانم
در سرمه کشیدی آهوان را
صد سرمه زدی به خان و مانم
دین بردی و دل به دلربایی
تا شهره شدی به دلستانم
کردی به دو چشم، چشم بندی
بردی به دو ناتوان توانم
امروز به هر طریق دانی
کز عشق تو شهره ی جهانم
در عشق تو آفت زمانه
رسوا شده ی همه زمانم
هر شب ز فراق سرو بالات
صد چشمه ز دیده خون فشانم
عیشم همه درد و درد بر دل
دل در غم و غم در استخوانم
شب هم چو سگان بر آستانت
کرده است غم تو پاسبانم
چون طایف کعبه در گذارت
لبیک بر آید از زبانم
می گریم و رو به خاک مالم
می نالم و نشنوی فغانم!
رحمی ز وفات بر «وفایی»
آخر نه که تازه نوجوانم؟
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به معشوق خود میپردازد و از زیباییها و ویژگیهای او سخن میگوید. او معشوق را آرامبخش دل و روح خود میداند و به زیبایی چهره و موهای او اشاره میکند. عشق به او زندگی و حیات شاعر است و او به شدت تحت تاثیر این عشق قرار دارد. شاعر از درد فراق و جدایی مینالد و بیان میکند که شبهایش با غم و اشک پر شده است. او به معشوق به عنوان کعبهای مقدس مینگرد و عشقش را آفت زمانه میداند. در نهایت، او از معشوق طلب رحمت و وفا میکند و ابراز میدارد که هنوز جوان و امیدوار است.
هوش مصنوعی: ای نور دل و مشکل زندگی من! آرامش روان ضعیفم را به هم زدهای.
هوش مصنوعی: چهره زیبا و دلنشین تو مانند بهار است و موهای سیاه تو مانند باغی پر از شکوفههایی است که زندگی را به من هدیه میدهد.
هوش مصنوعی: ای چهرهی تو، معبد زندگی من است و ابروی تو، جهتگیری روح من.
هوش مصنوعی: عشق تو برای من همچون زیبایی و جذابیت است که مانند حورهای بهشتی است، و وجود من نیز در سادگی و لطافت به مانند چوب خیزران است.
هوش مصنوعی: من در جستوجوی درمانی برای اندرون رنجور و مجروح خود هستم، نه دارویی برای جراحات ظاهری و پنهانم.
هوش مصنوعی: در ابتدا با کلامی آشنا و دلنشین به وصال و نزدیکی رسیدی، ای مهربان من.
هوش مصنوعی: ابروهایت را به زیبایی و مرتب درآوردهای، همچنان که وقتی عنان یک اسب بند میآید، آن اسب آرام میگیرد و تحت کنترل درمیآید.
هوش مصنوعی: چشمهای زیبای من مانند آهوان است که به طرز خاصی آرایش شدهاند و این زیبایی باعث شده است که خانه و زندگیام به شدت تحت تأثیر قرار گیرد.
هوش مصنوعی: تو با زیباییات دلها را میربایی و به واسطهی این جذابیت، نام و شهرتی در دلها پیدا کردهای.
هوش مصنوعی: تو با نگاهت مرا به دام انداختی و به دو چشمان ناتوانم، قدرت و تسلطی پیدا کردی.
هوش مصنوعی: امروز به هر طریقی که بخواهی میدانی که به خاطر عشق تو در دنیا شناختهشدهام.
هوش مصنوعی: در عشق تو، تمام سختیها و مشکلات زمانه برایم بیمعنا و رسوا شدهاند.
هوش مصنوعی: هر شب به خاطر دوری تو، چشمانم پر از اشک میشود و مانند چشمهای خون گریه میکنم.
هوش مصنوعی: زندگی من پر از ناراحتی است و این ناراحتی به قلبم راحته و غم در وجودم عمیقاً نفوذ کرده است.
هوش مصنوعی: در دل شب، غم تو مانند سگی وفادار در کنار در خانهات ایستاده و از تو نگهبانی میکند.
هوش مصنوعی: وقتی که گروهی از طوافکنندگان کعبه به سراغم میآیند، از زبانم صدای لبیک به گوش میرسد.
هوش مصنوعی: در حال گریه و ناله هستم و به زمین میسپارم درد دلم را، اما صدای فریادهایم به گوش کسی نمیرسد!
هوش مصنوعی: آیا نمیتوانی بر مرگ «وفایی» رحم کنی؟ من هنوز جوان و تازهکار هستم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
چون با خودم از عدم کم ام کم
چون با تو بوم همه جهانم
بپذیر مرا و رایگان دار
هر چند که رایگان گرانم
ای ناگزران عقل و جانم
وی غارت کرده این و آنم
ای نقش خیال تو یقینم
وی خال جمال تو گمانم
تا با خودم از عدم کمم کم
[...]
ای مهر تو در میان جانم
و ای نام تو بر سر زبانم
تو خوب چو باغ ارغوانی
من زشت چو کشت زعفرانم
از بردن نام و زلف و خالت
[...]
چون با خودم از عدم کم ام کم
چون با تو بوم همه جهانم
بپذیر مرا و رایگان دار
هر چند که رایگان گرانم.
از تف دل آتشین دهانم
زان نام تو بر زبان نرانم
ترسم که چو صبر از غم تو
نام تو بسوزد از زبانم
فریاد کز آتش دل من
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.