به کوی یار هردم از فراق یار مینالم
چو بلبل از غم گلزار در گلزار مینالم
شهید چشم مستم، با خیال طره میگریم
چو بیمارم به زاری در شبان تار مینالم
توانم را به چشم ناتوان بردی و خود رفتی
کنون در کنج غم بییار و بیغمخوار مینالم
اسیر زلف یارم عاشق محراب ابرویش
مسلمانم ولی در حلقهٔ زَنّار مینالم
در و دیوار گلشن شد ز عکس روی تو زآن رو
چو بلبل هر زمان بر هر در و دیوار مینالم
نمیدانم بلای مردمان از چیست عاشق را
ترا بیمار چشمان سیه، من زار مینالم
شرابی ساقیا! آبی برین آتش فشان کامشب
مغنیوار میسوزم، چو موسیقار مینالم
چه بنویسد «وفایی» شرح هجران تو؟ چون هردم
به یاد سرو بالای تو قمریوار مینالم
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از فراق یار و غم عشقی که به دل دارد ناله میکند. او به مانند بلبل در گلزار از دوری محبوب میگرید و عواطف خود را به تصویر میکشد. شاعر به شدت تحت تأثیر زیبایی و طره محبوب است و احساس میکند که بییار و غمخوار در کنج غم به سر میبرد. او از زلف و ابروی یار خود اسیر شده و به درد عشق و هجران اشاره میکند. شاعر در دل سوختگی و غم خود، به یار میتازد و از شراب و موسیقی برای آرامش خود کمک میطلبد. در نهایت، او به هجران یار اشاره کرده و از سختیهای عشق و جدایی سخن میگوید.
هوش مصنوعی: هر روز در کوی محبوب، به خاطر دوری او ناله میزنم، مانند بلبل که از غم گلها در باغ فریاد میکند.
هوش مصنوعی: من در حسرت چشمان زیبای محبوبم هستم و هر شب به یاد او به شدت از دل تنگی و اندوه ناله میزنم. مانند بیماری که در تاریکی شب درد میکشد، من نیز در غم او به گریه و زاری پرداختهام.
هوش مصنوعی: تو قدرت و توانم را به چشم خودت کم نشان دادی و از کنار من رفتی. اکنون در گوشهای از غم، بدون یار و همدمی، ناله میکنم.
هوش مصنوعی: من درگیر زیبایی موهای محبوبم هستم و عاشق ابروهایش هستم. با اینکه با ایمان و مسلمان هستم، اما در دل غم و اندوهی که به دلم افتاده همانند کسی هستم که در حلقهٔ زنجیر گرفتار است.
هوش مصنوعی: گلستان به خاطر تصویر تو زیبا و دلانگیز شده است، به همین دلیل من مانند بلبل هر لحظه بر هر گوشه و دیواری ناله و آواز میزنم.
هوش مصنوعی: نمیدانم چرا مردم اینگونه درد و رنج میکشند. عاشق را چشمهای سیاه محبوبش بیمار کرده است و من به شدت ناراحتم و نالان هستم.
هوش مصنوعی: ساقی! این آتش درون من را با آب خنک کن. امشب مثل یک نوازنده، به شدت دلم میسوزد و به آرامی ناله میکنم.
هوش مصنوعی: وفایی نمیداند چه چیزی درباره جدایی تو بنویسد. زیرا هر لحظه به یاد قامت زیبای تو، مانند قمر، به شوق و درد مینالم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
من از جور و جفای چرخ کجرفتار، مینالم
نه بیمارم ولی چون مردم بیمار، مینالم
حسین از جور شمر شوم، لبتشنه ز کف جان داد
من از بیرحمی شمر جنایتکار، مینالم
پی انگشتری انگشت او را اهرمن ببرید
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.