گنجور

شمارهٔ ۲

 
شمس مغربی
شمس مغربی » غزلیات
 

ز روی ذات بر افکن نقاب اسما را

نهان به اسم مکن چهرۀ مسمّا را

نقاب بر فکن از روی و عزم صحرا کن

ز کنج خلوت وحدت دمی تماشا را

اگر چه پرتو انوار ذات محو کند

چو این نقاب بر افتد جمیع اشیا را

اگر چه ما و منی نیز جز توئی

تو نیست زماو من بِسِتان یک زمان من و ما را

اگر چه سایۀ عنقا مغربست جهان

و لیک سایه حجاب آمده است عنقا را

نقوش کثرت امواج ظاهر دریا

حجاب وحدت باطن بس است دریا را

فروغ چهرۀ عذرای خود نهان دارد

ز چشم وامق بیدل عذار عذرا را

نمی سزد که نهان گردی از اولو الابصار

که نور دیده تویی چشمهای بینا را

ز مغربی چو تویی ناظر رخ زیبات

نهان از و مکن ای دوست روی زیبا را



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

حسین نوشته:

سلام الله علیکم و رحمته احتمالا در بیت چهارم بخش پایانی مصراع اول در آغاز مصراع دوم نوشته شده است.

👆⚐

گنجور رومیزی