گنجور

شمارهٔ ۱۳۴

 
شمس مغربی
شمس مغربی » غزلیات
 

گه چو چنگم و گاه چو نی بنوازم

گه بهر ساز که سازی تو مرا میسازم

چون نیم در تو دمی در من بیچاره بدم

می نیاید بطرب هیچکس از آوازم

کبر و نازی که کنی بر من از آن مفتخرم

در میان همه عشاق از آن می‌نازم

عاشقی به زمنت کو که بوی پردازی

دلبری به ز توام کو که بوی پردازم

حسن مجموع بتان در نظرم میآید

چون نظر بر رخ زیبای تو می‌اندازم

چونکه هر لحظه ز تو حسن دگر میبینم

با تو هر لحظه از آن عشق دگر میبازم

شاهباز تو بدم، دست تو پروازم داد

باز بر دست تو آیم چو بخوانی بازم

بلبل روضه بستان و گلستان توام

هم بگلزار تو آیم چو دهی پروازم

مغربی نقطه آخر چو به اوّل پیوست

دیدم انجام من آنجاست که بود آغازم

🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.