گنجور

شمارهٔ ۱۳

 
شمس مغربی
شمس مغربی » غزلیات
 

ای کرده متجلی رخت از دیده هر خوب

وی حسن و جمال همه خوبان بتو منسوب

بر صفحه رخساره هر ماه پری روی

حرفی دو سه از دفتر حسنت شده مکتوب

محبوب ز هر روی بجز روی تو نبود

خود نیست بهر وجد بجز روی تو محبوب

بر عکس رخت چشم زلیخا نگران بود

در آینه روی خوش یوسف یعقوب

در شاهد و مشهود توئی ناظر و منظور

در عاشق و معشوق توئی طالب و مطلوب

در میکده ها غیر تو را می نپرستند

انکس که کند سجده بر سنگ و گل و چوب

جاروب غمت کرد مرا جامه دل پاک

وینخانه کنونست بکام دل جاروب

زان زلف پراکنده و زان غمزه فتان

پر گشت جهان سربسر از فتنه و آشوب

محجوب نباشد ز رخت مغربی ایدوست

گر خود به خود است از رخ زیبای تو محجوب



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

گنجور رومیزی