گنجور

شمارهٔ ۱۲۶

 
شمس مغربی
شمس مغربی » غزلیات
 

معنی حسن تو در صورت جان میبینم

عکس رخسار تو در جام جهان میبینم

دفتر حسن بتان را بنظر می دارم

از تو در هر ورقی نام و نشان میبینم

غمزه ایت را چو نظر میکنم از هر نظری

همه بر حسن رخت را نگران میبینم

گرچه از دیده اغیار نهان‌می گردی

منت از دیده اغیار عیان میبینم

میکنم هر نفسی دیده از نور تو وام

تا بدان دیده ترا گر بتوان میبینم

خویشتن را چو منم سایه تو زان شب و روز

در پیت بر صفت سایه دوان میبینم

که هویدا شوی از فرط نهانی بر من

گاه از فرط نهانیت عیان میبینم

تو یقینی و جهان جمله گمان من بیقین

مدتی شد که یقین را ز گمان میبینم

تو مرا مغربی از من به من و در من بین

چند گویی که ترا درد گران میبینم



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

گنجور را در اینستاگرام دنبال کنید.