گنجور

شمارهٔ ۱۲۷

 
شمس مغربی
شمس مغربی » غزلیات
 

ما از میان خلق کناری گرفته ایم

واندر کنار خویش نگاری گرفته ایم

دامن نخست بر همه عالم فشانده ایم

وانگه بصدق دامن یاری گرفته ایم

از بهر قوت و طعمه شاهین جان و دل

از مرغزا قدس شکاری گرفته ایم

سرگشته گشته ایم‌ چو پرگار سالها

تا بر مسال نقطه قراری گرفته ایم

صد بار برون جسته ایم از حصار تن

تا بهر جان خویش حصاری گرفته ایم

اندر میان گرد به مردی رسیده ایم

تا عاقبت عنان سواری گرفته ایم

با آنکه هیچ کار نیاید ز مغربی

او را بیاری از پی کاری گرفته ایم

🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.