گنجور

برای پیشنهاد تصاویر مرتبط با اشعار لازم است ابتدا با نام کاربری خود وارد گنجور شوید.

ورود به گنجور

شمارهٔ ۱۱۳

 
شمس مغربی
شمس مغربی » غزلیات
 

نظرت فی رمقی نظره فصا ز فداک

وصلتی بوجودی وجدت ذاتک ذاک

نظرت فیک شهود او ما شهدت سوای

نظرت فی وجود او ما وجدت سواک

اذا جلوت علینا محبته و رضاک

وجدت عینک فینا فاننا مجلاک

ترا هر آینه چون رخ تمام ننماید

یکی هر آینه باید تمام صافی و پاک

منم که آینه دارم از دو کَون تمام

توئی که کرده خود را درو تمام ادراک

مرا که جلوه گه روی جانفزای توام

بدست خویش جلا ده برار از گل و خاک

کسی که هست بوصل تو دائماً خرّم

روا مدار ز هجر تو دائماً غمناک

مرا بناز چو پرورده مکن به نیاز

که از برای نجاتم نه از برای هلاک

منم که نور توام کی ز نار اندیشم

ز نار هر که بترسد بود خس و خاشاک

ز رشمن است همه باک مغربی ور نه

همه جهان چو بود دوستش ز دوست چه باک

🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.