گنجور

شمارهٔ ۱۰۹

 
شمس مغربی
شمس مغربی » غزلیات
 

نقشی به بست دلبر من بر مثال خویش

آراستش بزیور حسن و جمال خویش

آورد در وجود برای سجود خود

آن نقش که داشت بتم در خیال خویش

آئینه بساخت ز مجموع کاینات

در وی بدید حسن جمال و جلال خویش

یک دفتر از مکارم اخلاق جمع کرد

مجموعه بساخت ز حسن خصال خویش

کس در جهان نداشت از احوال او خبر

آگاه کرو جمله جهانرا ز حال خویش

طوطی مثال خویش چو بیند در آینه

آید هر آینه بسخن با مثال خویش

پرسید یک سخن چو کسی غیر او نبود

هم خویشتن بگفت جواب سوال خویش

با مغربی حکایت خود سربسر بگفت

در مغربی چو دید مجال مقال خویش



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

کانال رسمی گنجور در تلگرام