ذات حق روشن است در آیات
دار زایات روشنی از ذات
هست در جان جمله موجودات
حق به افعال اسم ذات و صفات
یخرج المیت من الحی گفت
درد و لب دارد او حیات و ممات
لب سلطان حسن را آدم
بوسه داد و گفت آب حیات
کوهیا زلف یار بگذار
تا بیا بی ز عمر خود برکات
|
|
غیرفعال و فعال کردن دوبارهٔ حالت چسبانی نوار ابزار به بالای صفحات |
|
|
راهنمای نوار ابزار |
|
|
پیشخان کاربر |
|
|
اشعار و ابیات نشانشدهٔ کاربر |
|
|
اعلانهای کاربر |
|
|
ادامهٔ مطالعه (تاریخچه) |
|
|
خروج از حساب کاربری گنجور |
|
|
لغزش به پایین صفحه |
|
|
لغزش به بالای صفحه |
|
|
لغزش به بخش اطلاعات شعر |
|
|
فعال یا غیرفعال کردن لغزش خودکار به خط مرتبط با محل فعلی خوانش |
|
|
فعال یا غیرفعال کردن شمارهگذاری خطوط |
|
|
کپی نشانی شعر جاری در گنجور |
|
|
کپی متن شعر جاری در گنجور |
|
|
همرسانی متن شعر جاری در گنجور |
|
|
نشان کردن شعر جاری |
|
|
ویرایش شعر جاری |
|
|
ویرایش خلاصه یا برگردان نثر سادهٔ ابیات شعر جاری |
|
|
شعر یا بخش قبلی |
|
|
شعر یا بخش بعدی |
ذات حق روشن است در آیات
دار زایات روشنی از ذات
هست در جان جمله موجودات
حق به افعال اسم ذات و صفات
یخرج المیت من الحی گفت
درد و لب دارد او حیات و ممات
لب سلطان حسن را آدم
بوسه داد و گفت آب حیات
کوهیا زلف یار بگذار
تا بیا بی ز عمر خود برکات


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شعر به تبیین وجود و صفات ذات حق میپردازد و بیان میکند که خداوند در آیات و موجودات نمایان است. شاعر با اشاره به مفهوم حیات و ممات، به ارتباط آنها با خدا و قدرت او در خلق موجودات اشاره میکند. در ادامه، به محبتی عاشقانه اشاره میشود که آدم به حسن و زیبایی یار خود ابراز میکند و از آن به عنوان منبع حیات یاد میکند. در نهایت، شاعر از زلف یار میخواهد که برای او برکاتی از عمر خود به ارمغان آورد.
هوش مصنوعی: وجود خداوند در نشانهها و آیاتش به روشنی نمایان است و صفات او در این نشانهها به وضوح قابل مشاهده است.
هوش مصنوعی: در همه موجودات، جان و هستی از طریق اعمال و صفات حقی که در ذات آنها وجود دارد، برقرار است.
هوش مصنوعی: این بیت به این معنی است که خداوند از موجود زنده، موجودی مرده را میفرستد و در واقع نشان میدهد که در هر چیزی، وجود زندگی و مرگ میتواند به یکدیگر تبدیل شود. به عبارتی دیگر، وقتی که کسی درد را تجربه میکند، میتواند نشانهای از زندگی باشد، حتی اگر در ظاهر به نظر نرسد.
هوش مصنوعی: آدم لبهای حسن، سلطان را بست و گفت که این بوسه، نشانهای از آب حیات است.
هوش مصنوعی: زیبایی زلف یار را مانند کوه تصور کن و بگذار تا من از عمر خود بگذرم و از برکات آن بهرهمند شوم.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
هر که در راه عشق گردد مات
در جهان کمال یافت نجات
نیست کس را ز دست مرگ نجات
اُذکُروا ذکر هادِم اللّذّات
نیست کس را ز دست مرگ نجات
اُذکُروا ذکر هادِم اللّذّات
نیست کس را ز دست مرگ نجات
[...]
یا عزَّ اُقْسِمُ بِالَّذِی اَنَا عَبدُه
وَلَهُ الحجیجُ وَما حَوَت عَرفات
لا ابتَغِی بَدَلاً سِواکِ خَلیلةً
فَثِقی بِقَولی وَالکِرامُ ثقات
وَلَو اَنَّ فَوقی تربةً وَدَعَوْتنی
[...]
چون ز یاران رفته یاد آرم
آه و واحسرتا علی من مات
چون ز عمر گذشته یاد آرم
آه و واغصتا علی مافات
به حیاتست زنده موجودات
زنده لیک از وجود تست حیات
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.