نیست گر بر سر زلفین توام سود انیست
تا ز بد مستی چشمت به جهان غوغا نیست
روح بحری است که عالم همه غرقند در او
بس عجب دارم اگر جسم کف دریا نیست
قل هو الله احد گفت صمد می دانی
ذات او را بجز او هیچ کسی دانا نیست
و هو معکم چو بیان کرد خداوند ایدل
این بیان چیست اگر زانکه خدا با ما نیست
ظاهر و باطن ذرات جهان اوست همه
نیست اشیاء اگر او عین همه اشیا نیست
بوی توحید ز بستان خدا نشنیده است
خار و گل در نظر عارف اگر یکتا نیست
هست کوهی ز همه روی چو عنقا پنهان
نحن اقرب چو خدا گفت از او تنهانیست
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به بررسی مفاهیم توحید و حضور خداوند در جهان میپردازد. او اشاره میکند که وجود خداوند در همه جا است و هر چیزی تنها از طریق او معنا پیدا میکند. او بیان میکند که اگرچه ظاهراً جهان پر از متضادها و تفاوتهاست، اما در باطن همه چیز به خداوند متصل است. به عبارتی، در نظر عارف حقایق جهان به وحدت میرسند و هیچ چیزی بدون او وجود ندارد. شاعر با عجیب دانستن عدم درک کامل ذات خداوند توسط دیگران، بر وحدت وجود و نزدیکی انسانها به خدا تأکید میکند.
هوش مصنوعی: اگر بر سر زلفهای تو فایدهای نکنم، از شرّ مستی چشمانت، دنیا در اضطراب و هرج و مرج نیست.
هوش مصنوعی: روح مانند دریا است و همه موجودات در آن غرق شدهاند. برایم جالب است که چرا بدنها مانند کف دریا نیستند.
هوش مصنوعی: بگو که خداوند یکتاست، او بینیاز است و هیچکس جز او حقیقت وجود او را نمیشناسد.
هوش مصنوعی: خداوند میفرماید که او همیشه با ماست. اما این چه معنایی دارد اگر احساس کنیم که خداوند در کنار ما نیست؟
هوش مصنوعی: ظهور و حقیقت همه چیز در جهان به او وابسته است. همه اشیاء وجود دارند، ولی او به معنای واقعی عین همه اشیاء نیست.
هوش مصنوعی: در باغ خدا، گل و خار هر دو از بوی یکتایی خدا باخبر نیستند، اگرچه عارف آنها را در نظر ندارد. این بدان معناست که فقط عارف میتواند به درک عمیق یکتایی و وحدت الهی برسد و دیگران، مانند گل و خار، از این حقیقت بیخبرند.
هوش مصنوعی: از نظر معانی، این بیت به این معناست که در دل کوهی که به نظر میرسد همهچیز را پنهان کرده، حقیقتی عظیم و با ارزش وجود دارد. این حقیقت، مشابه عنقایی است که در دوردستها دیده نمیشود. زمانی که خداوند درباره این حقیقت سخن میگوید، انسان را از احساس جدایی و دوری رها میسازد و نشان میدهد که در واقع ما به خدا بسیار نزدیکتر از آنچه تصور میکنیم هستیم. پس در حقیقت، هیچچیزی نیست که ما را از او جدا کند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
غرّه ی ماه جز آن عارض شهر آرا نیست
شاخ شمشاد چو آن قامت سرو آسا نیست
روح بخشست نسیم نفس باد بهار
لیک چون نکهت انفاس تو روح افزا نیست
باغ و صحرا اگر از روضه ی رضوان بابیست
[...]
داغ سودای تو بر جان رهی تنها نیست
در جهان کیست، که شوریده این سودا نیست
هر که گوید که منم فارغ ازین غم، غلط است
هیچ کس نیست که او غرقه این دریا نیست
ای که منعم کنی از عشق که فردایی هست
[...]
روز گاریست که هیچ نظری با ما نیست
وین شب فرقت ما را سحری پیدا نیست
با تو سوز دل عشاق مگر در نگرفت
زانکه هیچت به جگر سوختگان پروا نیست
مفتی شرع که از روی تو منعم فرمود
[...]
هیچ شب نیست که در کوی غمت غوغا نیست
در فراق رخ تو دیده ما دریا نیست
سر و جانی تو، بود جای تو در دیده ی ما
از چه روی است بگو تا نظرت با ما نیست
شب دیجور فراق تو مرا محرم راز
[...]
ذرهای نیست که خورشید در او پیدا نیست
قطرهای نیست درین بحر که او با ما نیست
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.