ای که منظور و برخود ناظری
روی خود بینی به هرجا بنگری
ما به غیب آورده ایم ایمان بلی
هم تو در غیبی و هم تو حاضری
قوت روح جمله اشیا شدی
در سخن گفتن چه نقل شکری
صید تیر چشم مست او شدی
کوهیا گرچه به غایت لاغری
|
|
غیرفعال و فعال کردن دوبارهٔ حالت چسبانی نوار ابزار به بالای صفحات |
|
|
راهنمای نوار ابزار |
|
|
پیشخان کاربر |
|
|
اشعار و ابیات نشانشدهٔ کاربر |
|
|
اعلانهای کاربر |
|
|
ادامهٔ مطالعه (تاریخچه) |
|
|
خروج از حساب کاربری گنجور |
|
|
لغزش به پایین صفحه |
|
|
لغزش به بالای صفحه |
|
|
لغزش به بخش اطلاعات شعر |
|
|
فعال یا غیرفعال کردن لغزش خودکار به خط مرتبط با محل فعلی خوانش |
|
|
فعال یا غیرفعال کردن شمارهگذاری خطوط |
|
|
کپی نشانی شعر جاری در گنجور |
|
|
کپی متن شعر جاری در گنجور |
|
|
همرسانی متن شعر جاری در گنجور |
|
|
نشان کردن شعر جاری |
|
|
ویرایش شعر جاری |
|
|
ویرایش خلاصه یا برگردان نثر سادهٔ ابیات شعر جاری |
|
|
شعر یا بخش قبلی |
|
|
شعر یا بخش بعدی |
ای که منظور و برخود ناظری
روی خود بینی به هرجا بنگری
ما به غیب آورده ایم ایمان بلی
هم تو در غیبی و هم تو حاضری
قوت روح جمله اشیا شدی
در سخن گفتن چه نقل شکری
صید تیر چشم مست او شدی
کوهیا گرچه به غایت لاغری



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این غزل، شاعر به معشوقی اشاره دارد که در هر جایی حضور دارد و نظارهگر است. او از ایمان و شناختی که در دل و ذهن خود دارد سخن میگوید و به حضور پرقدرت معشوق در تمام موجودات اشاره میکند. معشوق با چشمان مست خود، تمامی دلها را به تسخیر درآورده و این عشق و زیبایی باعث قوت روح جهانیان شده است. شاعر به رغم لاغری ظاهری خود، از قدرت عشق و تأثیری که بر جانها دارد سخن میگوید.
هوش مصنوعی: ای کسی که هدف و مقصود ناظر هستی، هر جا که نگاه کنی، تو را میبینی.
هوش مصنوعی: ما به ایمان به چیزهایی که نمیبینیم، رسیدهایم؛ تو هم در جایی پنهانی هستی و هم در همین جا حاضر و همراه ما هستی.
هوش مصنوعی: تو با کلامت به زندگی و قوت روح تمام موجودات تبدیل میشوی، و وقتی صحبت میکنی، شیرینی سخن تو به همه منتقل میشود.
هوش مصنوعی: تیر چشم زیبای او باعث شد که تو به شدت تحت تأثیر قرار بگیری، حتی اگر به ظاهر لاغر و نحیف باشی.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
مار را، هر چند بهتر پروری
چون یکی خشم آورد کیفر بری
سفله طبع مار دارد، بی خلاف
جهد کن تا روی سفله ننگری
بافکاری بود در شهر هری
داشت زیبا روی و رعنا دختری
سیرت تو هست عین سروری
صورت تو هست محض صفدری
مملکت چون جسم و تو چون دیده ای
محمدت چون بحر و تو چون گوهری
در علو قدر و در کنه شرف
[...]
باز یوسف را نگر در داوری
بندگی و چاه و زندان بر سری
بدگمانی کردن و حرصآوری
کفر باشد پیش خوان مهتری
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.