گنجور

 
کوهی

ایکه اندر ذات پاکت نیست چونی و چرا

در صفات و ذات نبود هیچ ریبی و ریا

ذات پاکت قائم است و نبود او را ابتدای

نی ازل را ابتدا باشد تو رانی انتها

ابتداو انتهائی نیست در ذات و صفات

محض و هم است اینکه میگویند او را منتها

وصف ذاتت هست قائم در صفات واجبت

نیست در کنه ربوبیت تو را ریب و ریا

اقتضای ذات واجب باشد این کز ممکنات

خویش را بر بنده دارد گفتم این روشن ترا

عکس عکس ذات اسماء و صفاتت زین جهت

بر ملایک سجده واجب شد ز هستی عکس ما

مثل ما جز ما نباشد نیست ما را ضد وند

مظهر اسم صفات ذات باشد مصطفی

خواستم تا ذات اسماء و صفات خویش را

در مظاهر باز بینم دیدم اکنون با شما

کوهیا آندم که گفت الله الست ربکم

ابتدای مظهر است این مظهرش بی منتها