گنجور

شمارهٔ ۹۸۳

 
امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات
 

دیده با تو چو هم نظر گردد

ناوک فتنه را سپر گردد

هر که از درد عشق بی خبر است

چون ترا دید با خبر گردد

زلف روزی که بر رخت گذرد

سایه از چاشت بیشتر گردد

تا خیالت درون خانه بود

صبر می کن، برون در گردد

کیمیایی ست آتش عشقت

که ازان روی بنده زر گردد

قصه من دراز شد ز غمت

ور بگویم، درازتر گردد

می خورم غم به یادت، اما زهر

کی به یاد شکرشکر گردد

من ز برگشتن تو می میرم

زان نمیرم که عمر برگردد

خسرو از کاهش تو شد نی خشک

بوسه ای ده که نیشکر گردد



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

عمید بخت آزاد نوشته:

با سلام
قطعه ای از خوشنویسی میر علی را یافتم که ابیات این قطعه شعر را به گونه دیگری نوشته بود:
من ز برگشتن تو می میرم
چون نمیرم چو عمر برگردد

خسرو از کاهشت چو نی شد خشک
بوسهٔ ده که نیشکر گردد.

من از این قطعه خوشنویسی در موزه مردم شناسی ارومیه عکس بر داشتم و ای کاش می‌شد که انرا با شما در اینجا به اشتراک گذاشت.

👆☹

گنجور را در اینستاگرام دنبال کنید.