گنجور

شمارهٔ ۲۹۱

 
امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات
 

هر سو که با هزار کرشمه خرام تست

صد دل فتاده پیش به هر نیم گام تست

وه آن تویی و یا مه گردون و یا خیال

ماهی که گاه گاه به بالای بام تست

جانم فدای زلف تو آندم که پرسمت

کاین چیست موی بافته، گویی که دام تست

خود را ز تو سلام کنم زان همی زیم

میرم ازین گمان نبرم کاین سلام تست

مستی گرم تمام بسوزد عجب مدار

زینسان که دل به پختن سودای خام تست

چون می کشی مرا ز کف خویش بیش ازین

یک جرعه ای بریز که ای کشته شام تست

خونم نگین نگین که فرو می چکد ز چشم

بر هر نگین ز کلک وفا نقش نام تست

جانی که هست در کف اندیشه ها گرو

بر رخ ز خون قباله نوشتم که نام تست

خسرو که هندوانه سخن کج کج آورد

یک خنده کن وظیفه او، چون غلام تست

🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.