گنجور

 
هلالی جغتایی

دارم شبی، که دوزخ از آن شب علامتست

از روز من مپرس، که آن خود قیامتست

یارب! ترحمی، که ز سنگ جفای چرخ

ما دل شکسته ایم و زهر سو ملامتست

بر آستان عشق سر ما بلند شد

وین سر بلندی از قد آن سروقامتست

رفتن ز کوی او کرمی بود از رقیب

این هم که رفت و باز نیامد کرامتست

ثابت قدم فتاده هلالی براه عشق

او را درین طریق عجب استقامتست!

 
 
 
نسک‌بان: جستجو در متن سی‌هزار کتاب فارسی
سوزنی سمرقندی

ای صاحبی که خطبه دولت بنام تست

کوس شهنشهی زده بر طرف بام تست

جام جهان نمای دل تست و شاه را

اندر جهان نظر بنمودار جام تست

دلرا بجای جام نمودی بچشم شاه

[...]

جمال‌الدین عبدالرزاق

بر من ز عشق دوست بنوعی قیامتست

جانم ز عشق در همه عالم علامتست

از روزگار خویش مرا صد شکایتست

وز دوستان خویش مرا صد ملامتست

گردل قبول نیست که کردم فدای تو

[...]

مجیرالدین بیلقانی

شاها تویی که خواجه گردون غلام تست

هر کار کان به کام تو باید به کام تست

ایام وقتی ار نفسی زد به توسنی

اکنون چو بندگان سر افکنده رام تست

تا نفخ صور رسته شد از زخم حادثات

[...]

امیرخسرو دهلوی

هر سو که با هزار کرشمه خرام تست

صد دل فتاده پیش به هر نیم گام تست

وه آن تویی و یا مه گردون و یا خیال

ماهی که گاه گاه به بالای بام تست

جانم فدای زلف تو آندم که پرسمت

[...]

نظیری نیشابوری

آفاق پردریغ و جهان پر ندامتست

این روز مرگ نیست که روز قیامتست

خلقی پر اضطراب چه جای تمکنست؟

دهری پر انقلاب چه جای اقامتست؟

این ماتم کسی است که از گریه تا به حشر

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه