گنجور

شمارهٔ ۹۹

 
کمال خجندی
کمال خجندی » غزلیات
 

به چین زلف تو کان رشک صورت چین است

از وقت شیر مزیدن لب نو شیرین است

دمی ز دیده پرخون نمی شوی بیرون

بدان سبب که تو طفلی و خانه رنگین است

دگر فوس کنانم مگو که زان توأم

که سوختم ز دروغ تو راستی این است

از مهر کرد و وفا نوبه آن دل سنگین

چگونه توبه او بشکنم که سنگین است

به درد و غم چه نهی مستم ز نو ستمی

کرم نمای که آن لطفهای دیرین است

برم سر از تن و بر آستانت اندازم

گرش به خواب به بینم که میل بالین است

برای وصل تو خواند کمال ورد و دعا

شنیده که دعاها برای آمین است



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

گنجور را در اینستاگرام دنبال کنید.