گنجور

 
کمال خجندی
 

به چین زلف تو کان رشک صورت چین است

از وقت شیر مزیدن لب نو شیرین است

دمی ز دیده پرخون نمی شوی بیرون

بدان سبب که تو طفلی و خانه رنگین است

دگر فوس کنانم مگو که زان توأم

که سوختم ز دروغ تو راستی این است

از مهر کرد و وفا نوبه آن دل سنگین

چگونه توبه او بشکنم که سنگین است

به درد و غم چه نهی مستم ز نو ستمی

کرم نمای که آن لطفهای دیرین است

برم سر از تن و بر آستانت اندازم

گرش به خواب به بینم که میل بالین است

برای وصل تو خواند کمال ورد و دعا

شنیده که دعاها برای آمین است

mouse با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

format_list_numbered_rtl حذف شماره‌ها | وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف) | search شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | linkرونوشت نشانی | content_copyرونوشت متن | share

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

music_note معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

photo_camera پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، support راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.