گنجور

شمارهٔ ۹۷۸

 
کمال خجندی
کمال خجندی » غزلیات
 

ای ولوله عشق تو بره هر ر کویی

رندان سر کوی تو مست از تو به بویی

پیش تو بسر آیم و زآن لب طلیم جام

از خاکم اگر نیز بسازند سبویی

دل در خم چوگان سر زلف تو گوییست

هر دل که جز این گفته بود بیهده گوئی

با روی نو از باد، بهشتم، هوس حور

جائی که تو باشی که کند باد چو اونی

تن رست ز نبهای غم از وصل میانت

صد شکر کزین عارضه جسیمه بمونی

اگر شحنه بجوید ز تو درد دل ما را

ابروی تو سونی جهد و چشم نو سونی

امروز کمال از رخ او چشم بر افروز

کر طالع خود بافتهای روز تکونی



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

گنجور را در اینستاگرام دنبال کنید.