گنجور

شمارهٔ ۸۶۶

 
کمال خجندی
کمال خجندی » غزلیات
 

طوطی ب نو دید و در افتاد در سخن

برد از دهان ننگ نو ننگ شکر سخن

از فندق تو هیچ نخیزد به جز نبات

در پسته تو هیچ نگنجد مگر سخن

اول حدیث روی نو گویند بلبلان

بر شاخسار گل چو در آیند در سخن

با آمل عشق عادت تو تلخ گفتن است

آری چو از لب تو ندارد خبر سخن

دل را به پیش لعل تو قلب است نقد جان

تا همچو سکه با تو نگوید بزر سخن

بر باد رفت عمر عزیز آخر ای صبا

در پیش آن نگار بگوی این قدر سخن

مقصود گفت و گوی کمال از میان تویی

گفت آنچه داشت با تو نگوید دگر سخن



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

پیشنهاد تصاویر مرتبط