گنجور

شمارهٔ ۷۹۰

 
کمال خجندی
کمال خجندی » غزلیات
 

من برین در بندهام تا زنده ام

تا چنینم بنده پایبندام

گفته ریزم همین دم خون نو

بی همین ار زنده ام ارزنده ام

مردم از گریه به اندوه نوی

مژده ام گوی و بکش از خنده ام

طالع فرخندهام دیدار تست

آفرین بر طالع فرخنده ام

روز روشن بیرخت منعا مرا

زآنکه من در شب نوی ترسنده ام

چشم من چون برکند حاسد زرشک

چون من اول چشم او بر کنده ام

بنده ما نیست میگوئی کمال

نیست حجت هرچه گونی بندهام



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

ساغر