گنجور

شمارهٔ ۷۵۵

 
کمال خجندی
کمال خجندی » غزلیات
 

عشق تو داغ بندگی باز کشیده بر دلم

نام و نشان مقبلی شد به غم تو حاصلم

پیش دو دیده قدر من بین که میان مردمان

غیر خیال روی نو کی ننهد مقابلم

نیست عذاب خواندهای نامزد بهشتیان

از نظرم مران چو شد خاک در تو منزلم

درد دلم طبیب گو زود مکن معالجت

پرسش دیر دیر تو به ز شفای عاجلم

دل ز رقیب میکند فکر به من چو بگذری

حیف که بگذرد چنین عمر به فکر باطلم

بر سر خاک هر کسی لاله برویه از هوا

من چو روم درین هوس ناله برآمده از گلم

گفت کمال عافیت در سر زلف ما رسی

هم برسم بشست چون عمر گذشت از چلمم



با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفتعلن مفاعلن مفتعلن مفاعلن (رجز مثمن مطوی مخبون) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

در فهرست‌گذاری نسخه‌های خطی اشعار گنجور مشارکت کنید